بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » *درخت بخشنده*داستانی آموزنده جالب بیا بخون


فرستنده : sarina lotfi
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 5929
امتیاز : 69

مشخصات
 

*درخت بخشنده*داستانی آموزنده جالب بیا بخون


 


روزي روزگاري درختي بودو درخت عاشق پسر کوچيکي بودو پسرک هر روز به سراغدرخت مي رفتو برگهاي درخت رو جمع مي کردو با اونا واسه خودش تاج مي ساخت واداي سلطان جنگل رو در مي اورداز تنه درخت بالا مي رفت و روي شاخه هاش تاب بازيمي کرد و از سيبهاي درخت مي خوردگاهي اوقات هم با هم قايم موشک* بازي ميکردنو وقتي که پسرک خسته مي شد زير سايه درخت مي خوابيد.
و اينطور بود کهپسرک عاشق درخت بود...
خيلي زياد.
و درخت خو شحال بوداما زمانگذشت...
و پسر بزرگ تر شدو درخت بيشتر اوقات تنها بودو بعد يک روزپسر به سراغ درخت اومددرخت گفت:بيا پسر جان.بيا و از تنه من بالا برو و رويشاخه هام تاب بازي کن و از سيبهاي من بخور و زير سايه من استراحت کن و خوشحالباش.
پسر گفت: من ديگه براي از درخت بالا رفتن و بازي کردن زيادي بزرگم. من ميخوام که بتونم چيزاي تازه بخرم و تفريح کنم.من به پول احتياج دارم.تو مي توني به منپول بدي؟؟درخت گفت:من فقط سيب دارم و برگ.اما بيا و سيبهاي منو بچين و اونها روتوي شهر بفروش.اينطوري ميتوني پول داشته باشي.اونوقت تو خوشحال ميشي.
پس پسر ازدرخت بالا رفت و سيبهاشو چيد و با خودش بردو درخت خوشحال بود...

...اماپسر براي مدتي طولاني به سراغ درخت نرفت.
و درخت غمگين بودو بعد يکروز...
پسر برگشتو درخت از شادي لرزيد و گفت:بيا پسر .بيا و از تنه من بالابرو و روي شاخه هام تاب بازي کن و خوشحال باش.
پسر جواب داد:من گرفتار تر از اونهستم که از تنه درختان بالا برم.من به يه خونه احتياج دارم تا گرم نگهم داره.بهعلاوه من مي خوام که زن و فرزند داشته باشم پس به يک خونه احتياج دارم.
درختگفت:من خونه اي ندارم که به تو بدم.جنگل خونه منه.اما تو مي توني که شاخه هاي منوببري و باهاشون براي خودت خونه بسازي. اونوقت تو خوشحال خواهي بود.
و به اينترتيب پسر تمام شاخه هاي در خت رو بريدو با خودش برد تا خونه بسازه.

و درختخوشحال بود...
اما پسر براي مدتي خيلي طولاني به سراغ درخت نيامد.
وقتي کهبرگشت درخت اونقدر خوشحال شد که به سختي مي تونست حرفي بزنه. پس به ارومي زمزمهکرد:بيا پسر.بيا و بازي کن.
پسر گفت:من پير تر از اوني هستم که بخوام بازيکنم.من يه قايق مي خوام که منو ببره به جاهاي دور.دور از اينجا.تو مي توني به من يهقايق بدي؟؟درخت گفت:تنه من رو ببر و باهاش براي خودت قايق بساز.اونوقت تو ميتوني به دور دست سفر کني...و خوشحال باشي.
و به اين ترتيب پسر تنه درخت رو بريدو باهاش يه قايق ساخت و رفت به يه جاي دور.

ودرخت خوشحال بود... اما حقيقتشزيادم خوشحال نبود...
...بعد از مدتي خيلي خيلي طولاني پسر دوبارهبرگشت.
درخت گفت:منو ببخش پسر جان. من هيچ چيزي برام باقي نمونده که به توبدم.
سيبهام چيده شده اند.
پسر گفت:من براي سيب خوردن دندوني ندارم.
درختگفت:شاخه هاي من بريده شده اند.تو نمي توني روشون تاب بازي کني.
-من براي تاببازي کردن زيادي پيرم
-تنه من بريده شده و تو نمي توني ازش بالا بري...
-منخسته تر از اوني هستم که از تنه درخت بالا برم.
درخت با غصه گفت:منو ببخش.اي کاشمي تونستم به تو چيزي بدم اما چيزي برام باقي نمونده.من فقط يه کنده ءپيرم.منوببخش...
- من ديگه به چيز زيادي احتياج ندارم.فقط يه جاي خلوت مي خوام که بشينمواستراحت کنم.من خيلي خسته هستمدرخت در حالي که تنه خودش رو راست مي کردگفت:خوب...يه کنده درخت پيربراي نشستن و استراحت کردن بد نيست.بيا پسر.بيا و بشين واستراحت کن.
و پسر روي کنده درخت نشست...

و درخت خوشحال بود.

Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  نکاتی جالب جهت رابطه بهتر بانوان با همسر خود
  تصوایر بسیار جالب و خنده دار - funny pics
  30 واقعيت جالب و پنهان در مورد آقايان !!
  عکس های بسیار جالب از کودکان
  داستان جالب و آموزنده
  عزیز من ! بیا متفاوت باشیم...
  تصاویر جالب از بچه ها
  داستان آموزنده کاستی ها زندگی
  15 نکته ی جالب در مورد اینترنت
  5 کاربرد جالب با استفاده از کلید Alt
  3 داستان جالب با نتيجه هاي جالب تر!!!!
  داستان کوتاه جالب 2
  داستان کوتاه جالب 3
  حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین !
  عكس هايي جالب از حيوانات
  یه مطلب جالب و خوندنی
  داستان کوتاه جالب 1
  مطالب جالب علمي
  10 دانستني جالب در مورد خواب
  کمی درباره ی روح و جن (جرئت داری بخون امتیاز یادت نره)
  به دیدارم بیا هر شب...
  عکس های جالب و با مزه
  تست روانشناسی جالب که توسط زیگموند فروید طراحی شده
  ترفندی جالب پیرامون اشعه مادون قرمز یا Infrared
  طراحی جالب نمکدون !
  تصاویری از یک مکان مخفی با امکانات ویژه و جالب !
  جلوه های جالب زندگی دومين مرد ثروتمند دنيا
  به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا
  اقدامی جالب برای جلب توجه!
  ابزار USB جالب و سرگرم‏کننده
  10 حقیقت جالب درباره مغز
  پاسخ جالب انيشتين به خواستگارش!
  خواص عجیبب و جالب پزشکی گوجه سبز
  8 واقعیت جالب از 8 گوشه دنیا !
  نکاتی جالب و مفید درباره ی یوگا
  یک روش جالب برای رد تماس در گوشی های سونی اریکسون
  دانستنی های جالب 2
  نکته جالب و خواندنی درمورد آنجلینا جولی!
  100 سوأل جالب كه مي توانيد از دوست دختر يا نامزد خود بپرسيد !
  تبلیغات جالب و خلاقانه
  داستان آموزنده و زیبا – پیله ابریشم
  داستان جالب (بخونید)
  متن جالب یک کارت عروسی ....خواهشا از دست ندين....تا از روي سايت برنداشتن بخوووونيد...[طنز]
  40 نكته آموزنده براي داشتن يك زندگي متفاوت و مطلوب
  عکس های جالب روز
  مطالب و نکته های جالب و خواندنی درباره ازدواج
  دانستنی های کوتاه و آموزنده و جالب جدید
  5 سایت برای یافتن جالب ترین تكنیك های فتوشاپ
  عکس های جالب و ديدني از پیکان های اسپرت شده
  داستان کوتاه و آموزنده (فاصله نیکی و بدی)
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 164 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری