بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » *درخت بخشنده*داستانی آموزنده جالب بیا بخون


فرستنده : sarina lotfi
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 5904
امتیاز : 69

مشخصات
 

*درخت بخشنده*داستانی آموزنده جالب بیا بخون


 


روزي روزگاري درختي بودو درخت عاشق پسر کوچيکي بودو پسرک هر روز به سراغدرخت مي رفتو برگهاي درخت رو جمع مي کردو با اونا واسه خودش تاج مي ساخت واداي سلطان جنگل رو در مي اورداز تنه درخت بالا مي رفت و روي شاخه هاش تاب بازيمي کرد و از سيبهاي درخت مي خوردگاهي اوقات هم با هم قايم موشک* بازي ميکردنو وقتي که پسرک خسته مي شد زير سايه درخت مي خوابيد.
و اينطور بود کهپسرک عاشق درخت بود...
خيلي زياد.
و درخت خو شحال بوداما زمانگذشت...
و پسر بزرگ تر شدو درخت بيشتر اوقات تنها بودو بعد يک روزپسر به سراغ درخت اومددرخت گفت:بيا پسر جان.بيا و از تنه من بالا برو و رويشاخه هام تاب بازي کن و از سيبهاي من بخور و زير سايه من استراحت کن و خوشحالباش.
پسر گفت: من ديگه براي از درخت بالا رفتن و بازي کردن زيادي بزرگم. من ميخوام که بتونم چيزاي تازه بخرم و تفريح کنم.من به پول احتياج دارم.تو مي توني به منپول بدي؟؟درخت گفت:من فقط سيب دارم و برگ.اما بيا و سيبهاي منو بچين و اونها روتوي شهر بفروش.اينطوري ميتوني پول داشته باشي.اونوقت تو خوشحال ميشي.
پس پسر ازدرخت بالا رفت و سيبهاشو چيد و با خودش بردو درخت خوشحال بود...

...اماپسر براي مدتي طولاني به سراغ درخت نرفت.
و درخت غمگين بودو بعد يکروز...
پسر برگشتو درخت از شادي لرزيد و گفت:بيا پسر .بيا و از تنه من بالابرو و روي شاخه هام تاب بازي کن و خوشحال باش.
پسر جواب داد:من گرفتار تر از اونهستم که از تنه درختان بالا برم.من به يه خونه احتياج دارم تا گرم نگهم داره.بهعلاوه من مي خوام که زن و فرزند داشته باشم پس به يک خونه احتياج دارم.
درختگفت:من خونه اي ندارم که به تو بدم.جنگل خونه منه.اما تو مي توني که شاخه هاي منوببري و باهاشون براي خودت خونه بسازي. اونوقت تو خوشحال خواهي بود.
و به اينترتيب پسر تمام شاخه هاي در خت رو بريدو با خودش برد تا خونه بسازه.

و درختخوشحال بود...
اما پسر براي مدتي خيلي طولاني به سراغ درخت نيامد.
وقتي کهبرگشت درخت اونقدر خوشحال شد که به سختي مي تونست حرفي بزنه. پس به ارومي زمزمهکرد:بيا پسر.بيا و بازي کن.
پسر گفت:من پير تر از اوني هستم که بخوام بازيکنم.من يه قايق مي خوام که منو ببره به جاهاي دور.دور از اينجا.تو مي توني به من يهقايق بدي؟؟درخت گفت:تنه من رو ببر و باهاش براي خودت قايق بساز.اونوقت تو ميتوني به دور دست سفر کني...و خوشحال باشي.
و به اين ترتيب پسر تنه درخت رو بريدو باهاش يه قايق ساخت و رفت به يه جاي دور.

ودرخت خوشحال بود... اما حقيقتشزيادم خوشحال نبود...
...بعد از مدتي خيلي خيلي طولاني پسر دوبارهبرگشت.
درخت گفت:منو ببخش پسر جان. من هيچ چيزي برام باقي نمونده که به توبدم.
سيبهام چيده شده اند.
پسر گفت:من براي سيب خوردن دندوني ندارم.
درختگفت:شاخه هاي من بريده شده اند.تو نمي توني روشون تاب بازي کني.
-من براي تاببازي کردن زيادي پيرم
-تنه من بريده شده و تو نمي توني ازش بالا بري...
-منخسته تر از اوني هستم که از تنه درخت بالا برم.
درخت با غصه گفت:منو ببخش.اي کاشمي تونستم به تو چيزي بدم اما چيزي برام باقي نمونده.من فقط يه کنده ءپيرم.منوببخش...
- من ديگه به چيز زيادي احتياج ندارم.فقط يه جاي خلوت مي خوام که بشينمواستراحت کنم.من خيلي خسته هستمدرخت در حالي که تنه خودش رو راست مي کردگفت:خوب...يه کنده درخت پيربراي نشستن و استراحت کردن بد نيست.بيا پسر.بيا و بشين واستراحت کن.
و پسر روي کنده درخت نشست...

و درخت خوشحال بود.

Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  10 حقیقت جالب درباره مغز
  نکته های جالب در گوشی های نوکیا!
  تست روانشناسی جالب که توسط زیگموند فروید طراحی شده
  تصاوير جالب و ابتكاري از كيسه هاي خواب
  داستان جالب و آموزنده
  یک داستان آموزنده حتما بخون
  چه جالب؟ خیلی جالب !! معنای جهان بینی های مختلف
  داستان آموزنده ی پرنده و گرگ
  تست جالب انگشتان دست
  عکس های جالب و ديدني از پیکان های اسپرت شده
  سوژه های جالب ایرانی (بیا تو فقط بخند)
  نکاتی جالب و مفید درباره ی یوگا
  آثار هنری جالب سیمون بک با رد پا روی برف
  .........ده حقیقت جالب در مورد sms......
  امضا شناسی (خیلی جالب و خواندنی)
  عکس های جالب و با مزه
  تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان
  داستان کوتاه جالب 2
  5 کاربرد جالب با استفاده از کلید Alt
  داستان بخون عبرت بگیر
  10 دانستني جالب در مورد خواب
  یک روش جالب برای رد تماس در گوشی های سونی اریکسون
  طراحی جالب یک ایرانی از لامبورگینی رونتون
  فیل ها از مورچه ها وحشت دارند ( جالب و خواندنی)
  آخرين رکوردهای جالب در گينس!
  یک تست هوش و خواندنی جالب
  ۱۰ ایده ی جالب و عجیب که صاحبانش را میلیونر کرد
  عکس های جالب روز
  داستان جالب ( هنر اقتصاد دان)
  مجسمه هاي جالب فلزي
  عزیز من ! بیا متفاوت باشیم...
  تصاوير جالب و نادر !
  آخرین جملات قبل از مرگ ( طنزی جالب و خواندنی )
  طرح های جالب برای سینک
  دانستنی های جالب از پارسه ( تخت جمشید )
  موتور سیکلت جالب 10 نفره ! (+عکس)
  عکس های دیدنی ازچند فیگور جالب
  روش‌های جالب آرایش در عهد باستان!!
  یه مطلب جالب و خوندنی
  تست جالب روانشناسي : شخصيت خود را محك بزنيد
  ** دو پیام خیلی جالب **
  حکایت جالب قبض روح حضرت ادریس (ع)
  فواید جالب ازدواج کردن
  داستان آموزنده و زیبا – پیله ابریشم
  eiliya ميگه بخون حرف گوش كن
  جملاتی آموزنده از نلسون ماندلا (2013 - 1918)
  متن جالب یک کارت عروسی ....خواهشا از دست ندين....تا از روي سايت برنداشتن بخوووونيد...[طنز]
  یک روش جالب برای تمیز نگه داشتن منزل در 20 دقیقه
  وای خدای من خیلی غم انگیزه و جالبه حتما بیا بخون اگر نخونی کوتاهی کردی بدو بیا
  دانستنی هایی جالب درباره مو
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 61 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری