دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 72 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » همنشين عاشقان

فرستنده : reza
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 929
امتیاز : 95

مشخصات
 

همنشين عاشقان


همنشين عاشقان
عيسى (ع) به قومى بگذشت . آنان را نزار و ضعيف ديد . گفت: شما را چه رسيده است كه چنين آشفته‏ايد؟  گفتند:  از بيم عذاب خداى‏تعالى بگداختيم . گفت: حق است بر خداى تعالى كه شما را از عذاب خود ايمن كند.و به قومى ديگر بگذشت نزارتر و ضعيف‏تر .
گفت: شما را چه رسيده است؟

گفتند:  آرزوى بهشت ما را بگداخت . گفت:  حق است بر خداى تعالى كه شما را به آرزوى خويش رساند. و به قومى ديگر بگذشت از اين هر دو قوم، ضعيف‏تر و نزارتر و روى ايشان از نور مى‏تافت. گفت:  شما را چه رسيده است؟ گفتند:  ما را دوستى خداى تعالى بگداخت . با ايشان نشست و گفت: شماييد مقربان. خداوند مرا به همنشينى با شما فرمان داده است.


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت