|
اشاره:
طبیعی است که بعضی از ما تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و در اصل به متحدالشکل شدن و وفق دادن خود با دیگران اهمیت زیادی میدهیم. در حالیکه بعضی دوست دارند از بقیه افراد متمایز باشند, به عبارتی مایلند با دیگران تطابق نداشته و مجزا از سایرین به حساب بیایند. جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه میکند و برای اینکه بتواند خوب کار کند باید دل هر دو گروه را بدست آورد.
«زیمل» معتقد است، هر دوی این تمایلات افراطی به ماهیت انسان برمیگردد. انسانها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند، و از طرف دیگر دوست دارند از او متمایز باشند. در یک جمله باید گفت انسانها علاوه بر اینکه چشم به زندگی دیگران دوختهاند تا مثل آنها عمل کنند مایلند نسبت به همان آدمها تفاوت داشته باشند. همین مسأله است که بحث مد و مدگرایی را مطرح کردهاست. اما آنچه که مد و مدگرایی را به عنوان یک مسأله در جامعه ما مطرح ساخته، نوع پوشش و آرايش تعداد قابل توجهي از افراد جامعه است که با سوءاستفاده و يا ناآگاهى، بدون التفات به هنجارهای فرهنگی جامعه به گونهای افراطی اقدام به پیروی از مد میکنند، هر چند که ميل به تنوعطلبى، آراستگی و زیبایی در انسان امری طبیعی و فطری بوده و در حد معقول و منطقی آن از نظر روانشناسان لازم و بااهمیت است.
تعریف مد:
«جورج زیمل» جامعهشناس شهیر و نظریهپرداز «مد» معتقد است: مد عبارت است از تغییر غیرمتمرکز جنبههای فرهنی زندگی انسان که از یک نقش اساسی و پایهای در وضعیت اجتماعی انسانها ناشی میشود.
مدها مدتی مورد پذیرش قرار گرفته و بعد از مدتی با استقبال عمومی مواجه نشده و به اصطلاح «دمده» میشوند. بدین ترتیب که ابتدا طرح یک لباس یا یک نوع آرایش مو و صورت به طبقات بالای جامعه نفوذ کرده و سپس به سرعت به طبقات پایین جامعه میآید و آنگاه است که طبقات بالا برای حفظ برتری خود به یک مد جدید روی میآورند. اما نکته حائز اهمیت آن است که مد تنها به لباس و آرایش مو و صورت اطلاق نمیشود، طرز نشستن، صحبت کردن، راه رفتن، استفاده از وسايل زندگى، ظروف، جراحی بینی و ... نیز هر روز با مد تغییر میکند. حتی در جامعه ما خوردن بعضی غذاها نیز به صورت مد روز درآمده یا اینکه منسوخ میشود. (برای مثال: مدشدن خوردن انواع غذای آماده «Fast Food» در میان مردم.)
تاریخچه مد:
مد و مدگرایی به شکل کنونی از قدمت چندانی برخوردار نیست. سرآغاز آن به 1960 میلادی برمیگردد. از نخستین گروههایی که شکل ظاهری و ایدههای آنها مورد تقلید قرار گرفت میتوان بیتلها «Beetele» و هیپیها «Hippie» و یا پانکها «Punk» را نام برد که هر کدام علاوه بر ظاهر متفاوت از اجتماع, دارای ایدهها و منشأهایی بودند که اغلب مخالف جامعه سالم بوده و این گروهها حوالی سال 1960 میلادی فعالیت خود را در انگلستان آغاز کردند. گروههایی مانند بیتلها و هیپیها هدف اجتماعی داشتند، یعنی میخواستند که قوانین محدودکننده از سر راهشان برداشته شود و چون این طرز فکر باعث هرج و مرج در جامعه میشد همین مردمی که در ابتدا از آنها طرفداری میکردند بعد از مدتی آنها را کنار گذاشتند. در کشورهای جهان سوم وضع به کلی متفاوت بود. کشور ما نیز چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب دچار این مسأله بوده است. به عنوان مثال: تقریباً طی سالهای 75-80 دو گروه رپ «Rap» و هویمتال «Heavy metal» الگوی برخی از جوانان قرار گرفتند و برخی از جوانان علاوه بر اینکه نوار کاست موسیقی این گروهها را گوش میدادند، پوشش و ظاهر خود را به شکل آنها درآوردند.
بسترهای مدخیز
مد دو بستر بسیار گسترده دارد. زنان, جوانان و نوجوانان به علت آمادگی روحی و روانی بیشتر در معرض خطر قرار دارند. آنها به دنبال کسب هویت، استقلال و شخصیت میباشند. در قالب این مدها و الگوها, به دنبال ابراز هویت فردی و نقش اجتماعی خویش هستند. جوان برای ساختن شخصیت خویش و برگزیدن صفات لازم از دیگران پیروی کرده و روش آنان را در برنامهکاری خود قرار میدهد. او با انتخاب مد به دنبال خودنمايى، تشخّصطلبی و مقبولیت عمومی است و در واقع با تقلید افراطی از مد به غریزه تنوعطلبی خود برخلاف عرف پاسخ میدهد.
پوشش و آرایش (آنچه که باعث شده مد به عنوان یک مسأله در جامعه مطرح شود)
لباس را میتوان خانه اول هر انسان دانست. هر فرد, نخست در لباس خود سکونت دارد بعد در خانهاش. رابطه لباس و فرهنگ به اندازهای قوی است که وقتی یک خارجی یا غریبه وارد محیطی میشود, نخستین علامتی که او را میشناساند همان لباس اوست. گویی انسان با لباس خود با دیگران صحبت میکند. در جامعه فعلی ما پوشش تعداد قابلتوجهی از افراد به ویژه جوانان، با فرهنگ دینی ما سنخیتی نداشته و در حقیقت آن را به چالش کشیده است. متأسفانه این دسته از جوانان با تقلید کورکورانه، در پیروی از مد، طريق افراط را پيموده و غريزه تنوعطلبى, آراستگی و زیبادوستی را از مسیر منطقی و معقول آن خارج میکنند. به عنوان مثال: البسهاي که امروزه بر تن بسياري از دختران و زنان و حتي پسران جامعه مشاهده ميشود بسيار زننده و در عين تنگى، چسبان و بدننما بودن, فاقد یقه و آستین میباشد که ظاهراً این نوع پوشش به پیروی از مد روز جامعه صورت میگیرد. این نوع لباسها نه وسیلهای برای پوشش، بلکه برای آرایش میباشد.
اثرات روحی و روانی مد «ویژگیهای افراد مدگرا»:
پیروی دائمی و بدون تعقل از پدیده مد، آشفتگی ذهنی شدیدی را به دنبال دارد. فرد تا مدتها در پی کسب آن هست و بعد از رسیدن به آن برایش کهنه میشود و با توجه به پدیده جدید ارائه شده دوباره دست به کار میشود تا آن را بهدست بیاورد. عمده هزینه و تفکر او صرف موضوعی میشود که ریشهدار نیست و به همین دلیل او را ارضاء نمیکند. جالب آن است که بسیاری از افراد، مد جدید را قلباً دوست ندارند و فقط برای اینکه از قافله عقب نمانند آن را میپذیرند. در پدیده مد و مدگرایی تفاوت فرهنگها و جوامع در نظر گرفته نمیشود و جریان با ساختاری یکسان در جوامع مختلف وارد میشود،در نتیجه و بهطور قطع در بعضی فرهنگها و جوامع، جریان مد قابل قبول نیست و افرادی که از آن پیروی میکنند ناچارند علاوه بر صرف وقت و هزینهگزاف، با افراد جامعه نیز در بیفتند. مطرح کردن افراد در مد کاملاً ابتدايى، سطحی و ظاهری است زیرا بدون توجه به تمامی ابعاد زندگی اجتماعی تعیین میشود و ماندگاری لازم را ندارد.
پیروی دائمی از مد حس حسادت افراد را تحریک و تا حدی تقویت میکند. وقتی مد محور اصلی زندگی فرد باشد، فرد تمام مدت به زندگی دیگران چشم دوخته است تا مسایل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود مشغولیت ذهنی شدیدی پیدا میکند. از طرفی افرادی که از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و علاوه بر آن هیچ مزیت فکری و عقیدتی ندارند سعی میکنند بسیاری از ضعفهای خود را با پوشیدن لباسها و جواهرات گرانقیمت و مدروز پنهان کنند و بدین وسیله خود را در معرض تحسینهای دیگران قرار دهند. بدون شک کساني تابع مد و مدگرايي ميشوند که به عقده حقارت دچار شده و از درون پوچ و فاقد شخصيت علمى، معنوي و اجتماعي باشند و با مدگرايي بخواهند براي خود شخصيتي کسب کنند و توجه ديگران را به خود جلب نمايند و خود را به نحوى، نشان دهند.
طرح سازماندهی مد ولباس
از حدود یک سال پیش در کمیسیون فرهنگی مجلس طرحی موسوم به طرح «سازماندهی مد و لباس» مطرح شده است. ظاهراً کمیسیون قصد دارد در این طرح از نمادهای بومی و ملی استفاده کرده و در طراحی لباس، متناسب با خرده فرهنگهای ایرانی و ذائقه فرهنگی کشور حرکت کند. مجلس در این طرح قصد دارد با دخالت در نحوة ارائه پوشاک از سوی تولیدکنندگان به زنان و جوانان، سیاستی را اتخاذ نماید که پوشاکی متناسب با فکر و قامت ایرانی برتن آنها بنشیند. امیدواریم این طرح گامی بلند برای تطابق فرهنگ ایرانی با پوشاک ایرانیان باشد
|