بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » حکایات » عاقبت سخن چینی

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : reza
دسته بندی : حکایات

تعداد بازدید  : 1453
امتیاز : 26

مشخصات
 

عاقبت سخن چینی

روباه حيوانى بسيار زيرك و حيله گر است گويند وقتى كيك و پشه بر او فراوان اجتماع مى كنند تكه اى از پوست حيوان مرده يا پشمى را به دهان مى گيرد، دست و پاى خود را كم كم در آب فرو مى برد. حشرات همينكه احساس آب مى كنند حركت نموده بجاى ديگرى مى نشينند رفته رفته تمام بدنش را داخل آب مينمايد تا حشرات بر روى آن پوست و سرش جمع مى شوند كم كم سر خود را نيز در آب فرو مى برد، وقتى احساس كرد تمام حشرات بر روى پوست اجتماع كرده اند پوست را بر روى آب رها كرده سر از جاى ديگر برميآورد بدينوسيله خود را از شر آنها نجات مى دهد.

ميگويد هر گاه بسيار گرسنه مى شود، در ميان بيابان خود را بر زمين مياندازد و شكم خويش را برآمده و باددار نشان مى دهد تا پرندگان خيال كنند مرده است وقتى بر روى پيكرش مى نشينند ناگاه جنبشى كرده آنها را صيد مى كند.

مى گويند روزى شير مريض شد تمام حيوانات بديدن او آمدند مگر روباه . گرگ سخن چين از موقعيت استفاده كرده به شير گفت همه حيوانات به عيادت شما آمدند فقط روباه است كه سر از اطاعت باز زده شير گفت وقتى آمد مرا يادآورى كن تا سزايش را بدهم .

روباه آمد شير با خشم او را عنايت نموده گفت كجا بودى من مريض شدم همه آمدند مگر تو؟ در جواب گفت من وقتى شنيدم شما مريض هستيد بفكر اين افتادم كه دوائى برايتان تهيه نمايم تا بهبودى حاصل كنيد پرسيد چيزى بدست آوردى . جوابداد آرى در پشت پاى گرگ غده اى است كه براى معالجه شما موثر است شير پريد و با چنگال خود مقدارى از پشت پاى گرگ بيرون آورد،

 روباه آهسته از گوشه اى خارج شد. در بين راه چشمش به گرگ افتاد كه با پاى خون آلود ميآيد. (قال با صاحب الخف الاحمر) گفت اى آقائيكه كفش قرمز پوشيده اى وقتى در حضور پادشاهان مى نشينى متوجه باش از دهانت چه خارج مى شود

                                             لطفا نظربدهید  


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان کنگفو پاندا 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 234 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری