در آرايشگاه هاي زنانه چه مي گذرد؟
معمولاً در يك آرايشگاه زنانه، چنين خدماتي ارائه مي شود: اصلاح صورت، معروف به «بند و ابرو». آرايش هاي مو از جمله: رنگ مو، مش، فر كردن، صاف كردن و كوپ، كه چيزهايي مثل كاشت مش لاي موها از زير شاخه هاي اين اصلي ها به حساب مي آيد. شينيون (كه قبلاًها به آن ميزانپلي مي گفتند) و براشينگ (حالت دادن مو به وسيله سشوار) ديگر آرايش هاي مهم موي خانم ها هستند.
ساير خدمات: اپيلاسيون (از بين بردن موهاي زائد)، آرايش صورت - كه براي خودش دنيايي ست- و «تتو» يا همان خالكوبي ظريف كه بيشتر روي خط لب، خط چشم و ابرو كار مي شود. درباره تتو گفتني اينكه مدت هاست اين عمل به دلايل بهداشتي ممنوع شده اما مثل خيلي ديگر از ممنوعه ها كه فقط روي كاغذ بخشنامه اعتبار دارند، جدي گرفته نمي شود. زماني كه بحث بيماري ايدز بالا گرفت و وزارت بهداشت و آموزش پزشكي به شدت به اين صنف فشار آورد، در همه آرايشگاه ها استفاده از «هر تيغ براي يك نفر» اجباري شد. كه البته اين نكته بيشتر در آرايشگاه هاي مردانه تحولي بود؛ چراكه خانم ها به دليل وسواس هاس ذاتي، هميشه روي مسائل بهداشتي حساس بوده اند و استفاده از وسائل شخصي يا تيغ و سوزن يك بار مصرف، بين شان رواج داشته.
به هرحال، هرچقدر آرايشگاه هاي مردانه مقيد شدند چركولك بازي را كنار بگذارند و تيغ مصرف شده را به تن ديگران نكشند، خانم ها از تتو محبوب شان دست نكشيدند و بي توجه به قوانين وضع شده، به كار خود ادامه دادند. از مهم ترين بحث هاي مربوط به تتو، ابتلاي خانم ها به بيماري هاي پوستي و حساسيت هاي وحشتناك است كه بر اثر ناشي گري آرايشگر يا مواد مصرف شده ناشي مي شود. ضمناً آن ها كه مرض قند دارند، اصلاً سمت تتو نروند چون عواقب وخيمي برايشان به همراه دارد.
حالا تتو كردن يك طرف، پاك كردن تتو هم براي خودش داستاني دارد كه با هنرنمايي بعضي آرايشگاه ها (خصوصاً به شكل زيرزميني) اجرا مي شود. تقريباً همه شان هم مدعي اند مواد كارشان يا گياهي و صد در صد طبيعي است، يا از بهترين و تضمين شده ترين مواد «خارجي» استفاده مي كنند. ولي معمولاً نتيجه كار همه شان يك جور در مي آيد: صورت طرف را خراب مي كنند! آن امراض پوستي و حساسيت ها كه گفتيم هم رويش.
و اما آخرين و مهم ترين خدمت ارائه شده در آرايشگاه هاي زنانه، آرايش عروس است. آرايشگاه هايي هستند كه عمده فعاليت شان كار روي عروس خانم هاست و با همين مهارت هم اسم در كرده اند. چنين آرايشگاه هايي بسته به وسعت مكان و امكانات شان، تا روزي 10 عروس را هم ركورد مي زنند. گاهي اين پركارها چنان «بيزي» هستند كه عروس بيچاره بايد از ساعت 4 صبح برود خدمت شان (باورتان نمي شود؟ فكر مي كنيد اغراق مي كنيم؟) تازه آن موقع به او مي گويند كمي بخوابد تا چهره و پوست اش شاداب شود. بعد هم كه كار آماده كردنش هفت- هشت ساعت طول مي كشد. اگر از يك منبع مطلع بپرسيد كه: در اين زمان طولاني با عروس چه مي كنند؟ جواب مي شنويد: «هيچي، واقعاً هيچي!» و توضيح اينكه: «مسلماً روي عروس زياد كار مي شود، ولي نه كاري كه هفت ساعت طول بكشد. كلاس الكي مي گذارند. بيشتر اين مدت را خانم ها دارند با هم حرف مي زنند و مي خندند. بالاخره عروسي و شادي است ديگر.»
و لابد خانم هاي آرايشگر هم حسابي شادند و به قول معروف توي دلشان عروسي ست؛ وقتي جمع فاكتور اين شازده خانم ها را ديده و حساب كنيد در روزهاي پر ازدواج چه پولي در مي آورند اين آرايشگاه ها، باورتان مي شود كه بگوييم اين وقت ها «عروسي آرايشگرها»ست!
مبالغ سرسام آور آرايش عروس، از آن خرج هاست كه آدم براي هيچ گرگ بياباني آرزو نمي كند، چه برسد به آقادامادي كه تازه اول گرفتاري و خرج كردنش است. در يكي از موارد اخير، مبلغ حيرت انگيز 000/800 تومان هم ديده شده كه البته موارد استثنايي مشابه، اين روزها دارند بيشتر و بيشتر مي شوند. جمله قبل، انگار يك «متاسفانه» كم داشت. ولي وقتي عروس راضي، داماد راضي، آرايشگر هم راضي، لابد (...) باباي منتقد ناراضي!
Untitled 2