بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان قشنگ شيطان ونمازگزار

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 840
امتیاز : 12

مشخصات
 

داستان قشنگ شيطان ونمازگزار

مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد،

خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد و

در همان نقطه مجدداً زمين خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش

را عوض کرد و راهي خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد.

مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد.))،

از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ بدست

در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند.

مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود.

مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد.

شيطان در ادامه توضيح مي دهد:

((من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.))

وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد،

خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم

و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم که اگر يک بار ديگر

باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد.

بنا براين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

داستان:

کار خيري را که قصد داريد انجام دهيد به تعويق نياندازيد. زيرا هرگز نمي دانيد

چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختي هاي در حين تلاش به انجام کار خير

دريافت کنيد. پارسائي شما مي تواند خانواده و قوم تان را بطور کلي نجات بخشد.

اين کار را انجام دهيد و پيروزي خدا را ببينيد.


Untitled 2
آموزش رفتارهاي زناشويي
آموزش شينيون حرفه اي
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 336 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری