دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 157 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » مقالات مذهبی » نام ها و صفات شیطان (1)

فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : مقالات مذهبی

تعداد بازدید  : 3558
امتیاز : 72

مشخصات
 

نام ها و صفات شیطان (1)


نام ها و صفات شیطان

 براى شيطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از اين قرارند:

 

1)                 ابليس ؛ اين كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع ( اباليس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده ، معناى آن نااميدى ، مأيوس شدن از رحمت خدا ، تحير و سرگردانى ، حزنى كه از شدت ياس پيدا مى شود ، اندوهگين و سر در گريبان كردن .

ابليس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد و الان با تمام قدرت ، خود و لشگريانش در كمين انسان هاى بى ايمان و سست عنصر ، بلكه در كمين همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص كه از آنان مأيوس است . ابليس ، موجودى است حقيقى و زنده ، با شعور، مكلف ، نامرئى و فريب كار ؛ همان كه از امر خدا سرپيچى نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مى كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مى نمايد. چهره ابليس ، چهره تكبر و عصيان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بينى است .

لفظ ابليس ، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم عليه السلام است . از جمله   :  

« همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم و پس از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه از سجده كنندگان نبود » ؛

« فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه سرپيچى و تكبر نمود و از كافران گرديد » ؛

« چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگى اطاعت كردند جز ابليس كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود:اى ابليس ! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردى  » ؛

« ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكى از اهل ايمان ، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند » ؛

« كافران و معبودان آنها (همگى ) به رو ، در آتش جهنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند زيرا آنان پيروان او هستند » .

و نيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است  .

 

2)                 وسواس ؛ به معناى چيز وسوسه گر، وسوسه كننده ، كلامى كه در باطن انسان مى گذرد از درون خود انسان بجوشد يا شيطان و يا از كس ديگرى - كه از بيرون عامل آن شود وسواس گويند. وسواس در اصل صداى آهسته است كه از به هم خوردن زينت آلات بر مى خيزد و به هر صداى آهسته اى هم گفته مى شود. معناى ديگر آن افكار بد و نامطلوب و مضرى است كه به ذهن انسان خطور مى كند يا با صداى آهسته به سوى چيزى دعوت كردن و مخفيانه در قلب كسى نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. كلمه و ماده وسواس ‍ در قرآن پنج بار استعمال شده  :

« من شر الوسواس الخناس ، الذى يوسوس فى صدور الناس  » ؛

« فوسوس لهما الشيطان » ؛

« فوسوس اليه الشيطان  » ؛

« و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما يوسوس به نفسه » .

 

3)                 خنّـاس ؛ به معناى كنار رفتن ، عقب گرد كردن و پنهان شدن است ؛ چون هنگامى كه انسان به ياد خدا بيفتد و نام او را ببرد، شيطان عقب گرد مى كند ، پنهان و مخفى مى شود. اين واژه نيز به چند اعتبار معناى خاصى پيدا مى كند؛ مثلا رجوع كردن و برگشتن به اين اعتبار كه انسان وقتى از خدا غافل شد و او را فراموش كرد، شيطان براى وسوسه و اغوا نمودن بر مى گردد. پنهان كارى ، از اين رو كه انسان وجود وسوسه را كمتر حس مى كند و همه جا هست ، با ظاهرى مى آيد و خود را در لعابى از حق ، در پوسته اى از راست در لباس عبادت و گمراهى در پوشش هدايت ، جلوه گر مى شود.

 

4)                 رجيم ؛ به معناى سنگسار كردن ، سنگ زدن ؛ سنگ زده شده ؛ از روى گمان سخن گفتن ؛ رانده شده از خيرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان ؛ زده شده با سنگ هاى شهابى است و وقتى مى خواهد به آسمان عروج كند ملائكه او را با سنگ هاى شهابى مى زنند و بر مى گردانند.

حضرت عبدالعظيم (ع) فرمود: از امام هادى عليه السلام شنيدم كه مى فرمود:  رجيم يعنى رانده شده از مواضع خير، هيچ مؤمنى را به ياد نمى آورد مگر آن كه بر او لعن نمايد. در علم خدا گذشته است : هنگامى كه حضرت مهدى (عج ) قيام كند مؤمنى نيست مگر آن كه شيطان را سنگ مى زند.

از امام صادق عليه السلام مى پرسند: چرا شيطان « رجيم » ناميده شده ؟ حضرت فرمود: براى آن كه او رجم و سنگسار مى شود. عرض كردند: آيا به سبب رجم و سنگسار، او از بين مى رود و يا اعضا و جوارحش شكسته و قطع مى شود؟ آن حضرت فرمودند: خير، بلكه از بين نمى رود؛ زيرا در علم خدا گذشته كه شيطان در زمان قيام حضرت قائم (عج) رجم و سنگسار مى شود .

 

5)                 عـزازيل ؛ اين كلمه لغت عبرى است و به معنى عزيز شده ؛ كسى كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام بوده ، كسى كه عزت و توانايى ظاهرى داشته باشد. شيطان را از اين جهت عزازيل گفته اند كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام و در عبادت خدا كوشا و سخت مقاوم بوده است .نيز عزازيل ، نام بزى است كه كفاره گناهان را بر او مى گذارند و در وادى باير و بى آب و علف رها مى كنند تا كفاره گناهان قوم را به جايى نامعلوم ببرد.

 

6)                 حـارث ؛ در حديث طولانى از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده كه : از آن حضرت سؤال شد: اسم ابليس در ميان ملائكه آسمان چه بوده ؟ آن حضرت فرمود: حارث و نيز در حديث صافى از امام رضا عليه السلام نقل شده : نام او حارث بوده ولى ابليس ناميده شد، زيرا از رحمت خدا مأيوس گرديد.

 

7)                 صـاغر ؛ يكى از صفات شيطان است . به معناى پست و ذليل ، ذليل بودن به واسطه رفتن عزت و حكومت و استقلال ، از بين رفتن حيثيت و مقام و حقير و زبون بودن و.....
بعد از آن كه شيطان انسان را سجده نكرد و در مقابل خدا تكبر نمود، خداوند خطاب به او كرد و فرمود: « فاخرج انك من الصاغرين  » ، از بهشت خارج شو ؛ زيرا تو از افراد ذليل و زبون و درمانده و پستى . به خاطر سجده نكردن از مقام عزت و بلندى به زير افتادى و سرنگون شدى ، نه اين كه سود نبردى ، بلكه ضرر و زيان هم كردى .

 

8)                 مذئوم و مدموره ؛ یعنى ذليلانه و با خوارى رانده شده ؛ راندن به قهر و غلبه ؛ طرد كردن از رحمت ، معيوب شده ، ننگ عار و تمام اين ها درباره شيطان صادق است ، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بيرون كردند.

 


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت