بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان جالب (بخونید)


فرستنده : Negin
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 23427
امتیاز : 95

مشخصات
 

داستان جالب (بخونید)


مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.

قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید.

مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است....

مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.

ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه می‌شود که در این سنّ و سال با این سرعت می‎رانم؟ باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می‌خواهد." از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد.

اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد. افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. خصوصا اینکه به هشدار من توجهی نکردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر کرده و از دست پلیس فرار کردی. تنها اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌راندی، می‌گذارم بروی."

مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت، "می‌دونی، جناب سروان؛ سال‌ها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد. وقتی شما رو آژیر کشان پشت سرم دیدم، تصوّر کردم داری اونو برمی‌گردونی"!

افسر خندید و گفت: "روز خوبی داشته باشید، آقا" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت


Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه و جالب رنگ عشق
  دانستنی های جالب امروز
  پوستر جالب یک ایرانی در حمایت از زنان! + عکس
  سرگذشت جالب رنگ پوست
  داستان جالب و آموزنده
  5 نکته بسیار جالب درباره خواب که احتمالا نمی‌دانستید!!
  9 ترفند مفید و جالب برای استفاده‌کنندگان قدیمی و جدید ویندوز
  تبلیغات جالب و خلاقانه
  مواردی جالب راجع به یوگا: انتخاب استاد مناسب،عملکرد بدن و ...
  نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد (داستان)
  10‌ معجزه جالب عشق!
  یک داستان جالب و آموزنده
  توصیه هایی جالب برای کاهش دلشوره!!
  ابتكارات جالب براي زندگي روزمره
  رازهایی درباره زنان و ماجرای جالب اتاق عشق
  عکس های بسیار جالب از کودکان
  سری جدید آیا میدانستید ( جالب و خواندنی )
  متن جالب یک کارت عروسی ....خواهشا از دست ندين....تا از روي سايت برنداشتن بخوووونيد...[طنز]
  اشتباه جالب درباره ی چشم ها!!
  اسرار جالب سلسله «توت آنخ آمون»
  تصاوير جالب و ديدني از اجسام ساخته شده از كيت
  13 حقیقت جالب که درمورد خودتان نمیدانستید!! قسمت دوم
  10 حقیقت جالب در مورد میکی موس!!
  امان از ما ایرونیها !! جالب و خواندنی
  عکسهای جالب و بامزه از عروس و داماد
  10 نکته جالب و یادگرفتنی از زلزله ژاپن!
  جلوه هاي جالب زندگي دومين مرد ثروتمند دنيا
  سئوالهاي جالب و جوابهاي باور نكردني !!
  نکاتی بسیار جالب در مورد برج میلاد!
  مطلب جالب درباره آقایان!!
  ساعت های جالب !
  داستان کوتاه جالب 2
  دانستنی های جالب 2
  تصویر خطای چشم خیلی جالب و عجیب !!!
  سخنان جالب موريس مترلينگ
  روش‌های جالب آرایش در عهد باستان!!
  .........ده حقیقت جالب در مورد sms......
  آخرین جملات قبل از مرگ ( طنزی جالب و خواندنی )
  تصاویری از یک مکان مخفی با امکانات ویژه و جالب !
  تست روانشناسی جالب که توسط زیگموند فروید طراحی شده
  عكسهاي جالب و خنده دار
  چه جالب؟ خیلی جالب !! معنای جهان بینی های مختلف
  دانستني هاي جالب رنگ ها
  کوتاه و جالب از رستورانی با منوی رومیزی لمسی
  ناگفته هایی درباره زبان فارسی ! حتما بخونید
  داستان جالب قانون ومیوه
  بازم دانستنیها جالب واسه دوستای خوبم
  فواید جالب ازدواج کردن !!!!!!
  نکته های جالب و خواندنی در مورد جن
  10 حقیقت جالب درباره مغز
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 102 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری