بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان عاشقانه بسیار غمگین

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : Mehrdad jafarzade
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 3680
امتیاز : 21

مشخصات
 

داستان عاشقانه بسیار غمگین

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :


سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…


Untitled 2
كثيف ترين شغل ها در جهان
سفر به اعماق جهان
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان بسیار زیبای خیانت! (تصویری)
  احساسات بسیار جالب یک شوهر در نصف شب ..!!!
  اس ام اس عاشقانه
  داستان بسیار زیبا..
  داستان عاشقانه بسیار غمگین
  دلایل بهم زدن رابطه ی عاشقانه توسط آقایان ؟!!
  جملات عاشقانه وجالب سری1
  ترفند بسیار کاربردی در نرم افزار Excel
  شعر زیبا و عاشقانه ی کوچه از فریدون مشیری (حتما بخوان )
  هرگز پیش داوری نکیند - بسیار جالب
  عاقبت فحش دان و مسخره کردن
  جملات عاشقانه از دكتر علي شريعتي
  5 نکته بسیار جالب درباره خواب که احتمالا نمی‌دانستید!!
  داستان عاشقانه غمگین و خواندنی ” قرار”
  شوهر شناسی سنتی و مردن (طنز بسیار جالب!)
  اس ام اس ها و پیامک های عاشقانه ...
  سالاد اندونزیایی بسیار خوشمزه
  داستان عاشقانه ( به خاطر هيچ)
  داستان عاشقانه ...
  ده راه تضمینی برای عمیق تر کردن رابطه عاشقانه
  اینجا ایران است - تصاویر بسیار بسیار زیبا از ایران !!
  داستان عاشقانه پند آموز(حتما بخونین)
  دانلود مجموعه ای بسیار زیبا از پشت زمینه های موبایل در سایز 320*240
  به روز ترین اس ام اس و پیامک های عاشقانه ...
  جملات کوتاه و عاشقانه
  داستان بهشت و جهنم ( بسیار آموزنده )
  افراد غمگین بیشتر تلویزیون تماشا می کنند.
  کارت پستالهای عاشقانه (آهای امتیاز یادتون نره!!)
  همه عاشقانه های امروز
  آموزش چهره خوانی - بسیار جالب
  مجموعه اس ام اس هاي عاشقانه ي جديد Love SMS Pack
  اس ام اس ها و پیامک های عاشقانه ...
  نکات بسیار ساده و عملی برای ترک سیگار !
  یک عکس العمل بسیار جالب - حتما ببینید ...
  اس ام اس عاشقانه ( 3)
  عکس های عاشقانه
  مرگ عبدالله پادشاه عربستان نشانه بسیار نزدیک بودن ظهور
  داستان خواندنی و غمگین “در پی خوشبختی”
  اس ام اس عاشقانه اردیبهشت ماه
  اس ام اس عاشقانه
  اس ام اس های توپ - عاشقانه !!
  داستان عاشقانه زیباوغمگین
  ذکر « یاعلی » و فراری دادن مأموران بسیار قوی پیره زن
  20 روش عاشقانه بودن v zippo
  یک اتفاق بسیار عجیب!!!!
  نکات بسیار مهم عمومی و پزشکی برای بارداری پس از 35 سالگی
  مکالمه یک سوسک غمگین با خدا
  وقتی لبخند در صورت شما باشد سخت است که افسرده و غمگین باشید
  نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش(قابل توجه زوجها)
  اس ام اس عاشقانه
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 325 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری