بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » حکایات » احترام امام زمان (عج) به زوار امام حسین (ع)

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : حکایات

تعداد بازدید  : 938
امتیاز : 8

مشخصات
 

احترام امام زمان (عج) به زوار امام حسین (ع)

 احترام امام زمان (عج) به زوار امام حسین (ع)

 مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا محمّد على گلستانه اصفهانى در آن وقتى كه ساكن مشهد بودند براى يكى از علمای بزرگ مشهد نقل فرموده بودند كه عموى من مرحوم آقاى سيد محمّد على كه از مردان صالح و بزرگوار بود نقل مي كرد ، در اصفهان شخصى بود به نام جعفر نعلبند كه او حرفهاى غير متعارف از قبيل آن كه من خدمت امام زمان (ع) رسيده ام و طى الارض ‍ كرده ام مي زد و طبعاً با مردم هم كمتر تماس مي گرفت و گاهى مردم هم پشت سر او به خاطر آن كه چون نديدند حقيقت ، ره افسانه زدند، حرف مى زدند.

روزى به تخت فولاد اصفهان براى زيارت اهل قبور ميرفتم . در راه ديدم  آقا جعفر به آن طرف ميرود ، من نزديك او رفتم و به او گفتم دوست دارى باهم راه برويم ؟ گفت مانعى ندارد، در ضمن راه از او پرسيدم مردم درباره شما حرفهائى مى زنند ، آيا راست مى گويند كه تو خدمت امام زمان (عج) رسيده اى ؟ اول نمى خواست جواب مرا بدهد ، لذا گفت آقا از اين حرفها بگذريم و با هم مسائل ديگرى را مطرح كنيم ، من اصرار كردم و گفتم : من انشاء اللّه اهلم .
گفت : بيست و پنج سفر كربلا مشرف شده بودم تا آنكه در همين سفر بيست و پنجم شخصى كه اهل يزد بود در راه با من رفيق شد . چند منزل كه با هم رفتيم ، مريض شد و كم كم مرضش شدت كرد تا رسيديم به منزلى كه قافله به خاطر ناامن بودن راه دو روز در آن منزل ماند تا قافله ديگرى رسيد و باهم جمع شدند و حركت كردند و حال مريض هم رو به سختى گذاشته بود . وقتى قافله مى خواست حركت كند من ديدم به هيچ وجه نمى توان او را حركت داد ، لذا نزد او رفتم و به او گفتم من مى روم و براى تو دعا مي كنم كه خوب شوى و وقتى خواستم با او خدا حافظى كنم ، ديدم گريه مى كند ، من متحير شدم از طرفى روز عرفه نزديك بود و بيست و پنج سال همه ساله روز عرفه در كربلا بوده ام و از طرفى چگونه اين رفيق را در اين حال تنها بگذارم و بروم ؟!

به هرحال نمى دانستم چه كنم ، او همينطور كه اشك مى ريخت به من گفت : فلانى من تا يك ساعت ديگر مى ميرم اين يك ساعت را هم صبر كن ، وقتى من مُردم هرچه دارم از خورجين و الاغ و ساير اشياء مال تو باشد، فقط جنازه مرا به كربلا برسان و مرا در آنجا دفن كن . من دلم سوخت و هر طور بود كنار او ماندم ، تا او ازدنيا رفت قافله هم براى من صبر نكرد و حركت نمود . من جنازه او را به الاغش بستم و به طرف مقصد حركت كردم ، از قافله اثرى جز گرد و غبارى نبود و من به آنها نرسيدم . حدود يك فرسخ كه راه رفتم ، هم خوف مرا گرفته بود و هم هرطور كه آن جنازه را به الاغ مى بستم ، پس از آنكه يك مقدار راه مى رفت باز مى افتاد و به هيچ وجه روى الاغ آن جنازه قرار نمى گرفت . بالاخره ديدم نمى توانم او را ببرم خيلى پريشان شدم . ايستادم و به حضرت سيد الشهداء (ع) سلامى عرض كردم و با چشم گريان گفتم : آقا من با اين زائر شما چه كنم ؟ اگر او را در اين بيابان بگذارم مسئولم و اگر بخواهم بياورم مى بينيد كه نمى توانم درمانده ام و بى چاره شده ام !

ناگهان ديدم ، چهار سوار كه يكى از آنها شخصيت بيشترى داشت پيدا شدند و آن بزرگوار به من گفت : جعفر با زائر ما چه ميكنى ؟ عرض كردم : آقا چه كنم ؟ در مانده شده ام نمى دانم چه بكنم ؟ در اين بين آن سه نفر پياده شدند، يكى از آنها نيزه اى در دست داشت با آن نيزه زد چشمه آبى ظاهر شد ! آن ميّت را غسل دادند و آن آقا جلو ايستاد و بقيّه كنار او ايستادند و بر او نماز خواندند و بعد او را سه نفرى برداشتند و محكم به الاغ بستند و ناپديد شدند.
من حركت كردم با آنكه معمولى راه مى رفتم ديدم به قافله اى رسيدم كه آنها قبل از قافله ما حركت كرده بودند، از آنها عبور كردم پس از چند لحظه باز قافله اى را ديدم ، كه آنها قبل از اين قافله حركت كرده بودند از آنها هم عبور كردم بعد از چند لحظه ديگر به پل سفيد كه نزديك كربلا است رسيدم و سپس وارد كربلا شدم و خودم از اين سرعت سير تعجب مى كردم . بالاخره او را بردم در وادى ايمن (قبرستان كربلا) دفن كردم .

من در كربلا بودم ، پس از بيست روز رفقائى كه در قافله بودند به كربلا رسيدند آنها از من سؤال ميكردند تو كى آمدى ؟ و چگونه آمدى ؟ من براى آنها به اجمال مطالبى را ميگفتم و آنها تعجب مى كردند، تا آنكه روز عرفه شد وقتى به حرم حضرت سيدالشهداء اباعبداللّه الحسين (ع) رفتم ديدم بعضى از مردم را بصورت حيوانات مختلف مى بينم . از شدت وحشت به خانه برگشتم . باز دو مرتبه از خانه در همان روز بيرون آمدم ، باز هم آنها را به صورت حيوانات مختلف ديدم . عجيب تر اين بود كه بعد از آن سفر چند سال ديگر هم ايام عرفه به كربلا مشرف شده ام و تنها روز عرفه بعضى از مردم را به صورت حيوانات مى بينم ولى در غير آن روز آن حالت برايم پيدا نمى شود. لذا تصميم گرفتم ديگر روز عرفه به كربلا مشرف نشوم .

من وقتى اين مطالب را براى مردم در اصفهان مى گفتم آنها باور نمى كردند و يا پشت سر من حرف مى زدند. تا آنكه تصميم گرفتم كه ديگر با كسى از اين مقوله حرف نزنم و مدتى هم چيزى براى كسى نگفتم ، تا آنكه يك شب با همسرم غذا مى خورديم ، صداى در حياط بلند شد، رفتم در را باز كردم ديدم شخصى مى گويد: جعفر حضرت صاحب الزمان (ع) تو را ميخواهد.
من لباس پوشيدم و در خدمت او رفتم . مرا به مسجد جمعه در همين اصفهان برد، ديدم آن حضرت در صفحه اى كه منبر بسيار بلندى در آن هست نشسته اند و جمعيّت زيادى هم خدمتشان بودند من با خودم ميگفتم : در ميان اين جمعيت چگونه آقا را زيارت كنم و چگونه خدمتش ‍ برسم ؟ ناگهان ديدم به من توجّه فرمودند و صدا زدند : جعفر بيا ، من به خدمتشان مشرّف شدم ، فرمودند : چرا آنچه در راه كربلا ديده اى براى مردم نقل نمى كنى ؟ عرضكردم اى آقاى من آنها را براى مردم نقل ميكردم ولى از بس مردم پشت سرم بدگوئى كردند تركش نمودم ، حضرت فرمودند : توكارى به حرف مردم نداشته باش ، تو آن قضيّه را براى آنها نقل كن تا مردم بدانند كه ما چه نظر لطفى به زوّار جدّمان حضرت ابى عبداللّه الحسين (ع) داريم .

 

منبع : داستان هایی از فضیلت زیارت امام حسین (ع) ، نوشته : علی میرخلف زاده


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان کنگفو پاندا 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  جام آبی از سلسبیل بهشت برای امام حسین (ع)
  عاقبت دردناک بى احترامى به تربت امام حسين عليه السلام
  حضرت امام (ره) و گريه هاى ماه مبارک رمضان
  مدت زمان عاشقی چقدر است
  شمال و جنوب ، مدت زمان شب و روز
  امیری حسین و نعم الامیر
  بهترین زمان برای دعا
  پاسخ امام زمان(عج) به شکاکين وجودش
  دعایی از امام موسی کاظم (ع)
  تغذیه کودک در زمان بیماری
  احترام امام زمان (عج) به زوار امام حسین (ع)
  فرازی از علم امام جواد (ع) و معمای پیچیده
  حدود فدک از زبان امام موسی کاظم (ع)
  ترك نشدن زيارت عاشورا از امام خمينى (ره)
  گفتارى از زندگى پر فيض امام مهدى (عج)
  گناهان چهارگانه و عصمت امام (ع)
  نه از دل است نه از جان، از كتك است حسین جان
  چرا امام حسين عليه السلام در زمان معاويه قيام نكرد؟
  معرفت امام عصر عليه السلام
  تکلم ذوالجناح با امام حسین (ع) در چند جا
  پاسخ امام زمان (عج ) به نامه اسحاق
  گذشت زمان ...
  معرفی 14 معصوم - معصوم هشتم : امام ششم
  زنان هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  راهی ساده برای نزدیک شدن به خدا و حجت خدا امام زمان عج
  تصاویر پرچم ایران از زمان کوروش کبیر تا به امروز
  معرفی 14 معصوم - معصوم هفتم : امام پنجم
  زنان هنگام ظهور امام زمان
  نقش شوهر در زمان زایمان و پس از زایمان
  تشخيص زمان تخمك گذاري
  فاطمه زهرا سلام الله عليها در کلام امام خميني (ره)
  حکایت امام زمان و مرد تشنه
  احوالات دو برادر كه زوّار امام رضا عليه السلام بودند
  جوان در نگاه امام صادق علیه السلام
  کرامات امام حسین (ع)
  پخش موزیک سریال امام علی (ع) به وسیله سیم کارتهای ایرانسل!
  معرفی 14 معصوم - معصوم ششم : امام چهارم
  پیام امام رضا (ع) به شیعیان بوسیله حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
  مدیریت زمان برای افراد پرمشغله
  دختري خوشكل در زمان پيري
  رنگهاي فانتزي چه مدت زمان بر روي موها دوام مي آورند ؟
  داستان تولد آقا امام زمان (عج)
  مرد ناپاکی که دل پاک امام حسین (ع) را به درد آورد
  ای امام زمان ، شرمنده ایم !!!
  تسبيح از مرقد مطهر امام حسين عليه السلام
  تسبيح با تربت امام حسين عليه السلام
  هارون الرشيد از امام كاظم عليه السلام پندى كوتاه خواست
  مهمان امام رضا(علیه السلام) باش!
  غيرت امام رضا عليه السلام
  زندگی امام زمان‌ علیه‌السلام در غیبت
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 386 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری