بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » مجموعه داستان های کوتاه و خنده دار

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : (●̪•).: prǏἥ
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 9282
امتیاز : 17

مشخصات
 

مجموعه داستان های کوتاه و خنده دار

دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.

 

 


آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن. 

*****************************************

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و ۴ تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق ۲۰۰ متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************


Untitled 2
كثيف ترين شغل ها در جهان
سفر به اعماق جهان
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه - بی تفاوت نباش
  داستان کوتاه خانم نظافتچي
  وقتی ریاضی دان عاشق می شود
  آپارتمان 11 طبقه گربه ها آخر خنده
  یه داستان گریه دار واقعی
  پیامک بامزه و خنده دار
  اس ام اس خنده دار :-)
  پیام کوتاه ، وضعیت راههای کشور را اعلام می کند
  داستان کوتاه نوشته روی ديوار
  مجموعه گلچین شده از اس ام اس های سرکاری و خنده دار
  داستان کوتاه - هر کسی یه جوری فکر می کنه
  اس اس اس ام اس ...همون پیام کوتاه باحال و .... یه نگاه بنداز تو رو جدت..!طنز
  داستان کوتاه استخر
  داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز
  داستان کوتاه مردی که فقط می خواست بگوید سیب
  داستان کوتاه ایمان
  داستان کوتاه اسب سرکش در سينه ليلي
  داستان کوتاه جالب و آموزنده
  داستان کوتاه تزريق خون
  عشق ( داستان کوتاه )
  مجموعه داستان های کوتاه و خنده دار
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _هدایایی برای مادر (18)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(31)
  اس ام اس خنده دار و سرکاری جدید
  داستان کوتاه فرار به چه قیمت ؟!
  داستان کوتاه وسوسه
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_چیزهای کوچک(22)
  داستان کوتاه جالب 2
  تبلیغات جالب و خنده دار روز
  50 راه حل برای حال گیری ! خنده دار
  داستان کوتاه ليلي، پروانه خدا
  داستان کوتاه - من یک سنت پیدا کردم
  داستان کوتاه فرزانگی پیری
  عکس خنده های زیبای حیوانات
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_سقراط و موفقيت (9)
  داستان کوتاه مهلت خدا برای زندگی
  داستان کوتاه زنی در راهروی ورودی میهمان خانه
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(38)
  داستان دنباله دار غایت..
  یک داستان کوتاه زیبا
  بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان
  تصاویر خنده دار
  نوع خنده تعيين‌کننده طول عمر است!
  داستان کوتاه ( شکلات تلخ.... )
  عكس هاي جالب و خنده دار
  افراد باهوش شب زنده دار هستند!
  داستان کوتاه نوشته روی ديوار
  داستان کوتاه - چشم
  داستان کوتاه موجودی کوچک با عشقی بزرگ
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _قورباغه سخنگو يا شاهزاده خانم زيبا(19)
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 207 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری