بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز




 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان عشق اول و اخر من

فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 14436
امتیاز : 49

مشخصات
 

داستان عشق اول و اخر من


داستان عشق اول و اخر من

روزی که برای اولین بار دیدمش هیچ وقت از یادم نمیره چشمام پر شده بود ولی نه مثل الان که پر از اشک شده اون موقه پر از عشق شده بود اره عشق اول عشقی که هیچ کس از اون خبر نداشت حتی خودم هم نمی دونستم که این چه حسیه که تو وجودم اومده تصمیم گرفتم چند روز از خونه بیرون نرم تا شاید از یادم بره ولی ….
خلاصه چند روزی گذشت و من تو سینه این حس رو با خودم نگه داشتم ولی نه این حس (عشق) با من بود نه بی من با خودم میگفتم که اگه مال من باشه برای هیشه با اون میشم اگه مال من باشه اگه…
هر روز بیشتر دوسش داشتم بدون این که حتی یک بار هم باهاش حرف زده باشم یا اسمشو بدونم
خلاصه هر روز دیدنش شده بود کار من ولی شبا خدایا شب که میشد بدون این که بخوام شروع میکردم به گریه کرده قلبم مثل قلب گنجشگ شروع میکرد یه تپیدم اصلا کنترل هیچ چیز دست من نبود بی اختار اشک بود که سرازیر میشد و لب بود که میگفت :
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
تا این که خودش اومد جلو و با شروع کرد به صحبت کردن انگار خدا هم شبا بیدار بوده و حال من را میدیده و خواسته بود به من کمک کنه
اومد جلو و گفت که میدونه که من چند وقتی هست که دنبالش هستم و از دور نگاهش میکنم بعد گفت که چیزهایی که میخواد رو من نمیتونم براورده کنم من هم تو ابرا بودم و اصلا هواسم به هیچ چیز نبود تا بخودم اومدم دیدم که داره از این که اون به کسی نیاز داره که تا اخر دنیا باهاش باشه و هیچ چیز روبرای خودش نخواد بلکه برای خودمون بخواد اون روز بهترین روز زندگیم بود تا این که بلاخره گفت اسم من سحره و اسم من رو پرسید شاید کسی باورش نشه حتی اسم خودم هم یادم رفته بود بعد از چند دقیقه تا دستپاچگی و صدای لرزان تونستم اسمم رو بهش بگم خلاصه چند روزی گذشت من و سحر دیگه داشتیم مال هم میشدیم
سحر همیشه هرفای خوبی رو میزد حرفایی که ارزوی من بود سحر همیشه میگفت که دوست داره تا ابد مال من باشه و حاضر تمام هستیش رو ول کنه و با دنیا بجنگه تا مال هم دیگه باشیم روزهای خوبی داشتیم پر از شور و عشق دور از همه و نزدیک به همه چیزچون سحر دنیای من بود انقدر روزها خوب بودند که هیچ ارزویی ر سر نداشتن هر روز بیشتر از قبل دوسش داشتم
یه روز سحر گفت که باباش میخواد خونشون رو عوض کنه این مال من خیلی مهم نبود چون جای دوری نمیرفتن تو همین شهر بودن ولی سحر جوری حرف میزد که انگار برای همیشه میخواد از پیش من بره خلاصه سحر از اون محل رفت قرار بود تا بهم زنگ بزنه قرار بزاریم تا هم خونشون رو بمن نشون بده و هم اینکه مثل قبل با هم باشیم یک هفته گذشت و خبری از سحر نشو خدایا داشتم دیوونه میشدم با ید چیکار کنم خدایا کمکم کن!!!!!!!
بعد از یک ماه سحر زنگ زد و گفت که باباش همه چیز رو فهمیده بوده و اصلا به خاطر همین خونشون رو عوض کرده بودن ولی سحر اهمیت نمیداد و باز هم از با هم بودن میگفت تا بعد از یک ماه یه روز سحر اومد و گفت که باید فراموشش کنم چون باباش راضی به این دوستی نبوده و داره تو خونه ازارش میده اینو گفت و یرای همیشه رفت و رفت و رفت و دیگه هیچ وقت ندیدمش
من باورم نیشد این همون سحری بود که ازباهم بودن تا اخر دنیا با من حرف میزد ولی خوب فهمیدم که هیچ چیز اونقدر خوب نیست که به نظر میاد پس همیشه سعی میکنم که برای هیچ عشقی تا نزارم و اگه کسی ازم خواست که تا اخر دنیا باهاش باشم تا رو ازجملش حذف کنم وبهش بگم که عشق و دوستی تا نداره اگه کسی گفت که تا تهش با منه و دوسم داره بهش بگم که تا نداره و همین الان اخرشه تهشه


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
  فرار به خاطر عشق
  تصاويري از بانوان اول جهان
  غزلی به نام: فریاد عشق
  فکر می کنید عشق در چند ثانیه اتفاق می‌افتد؟!
  مفهوم عشق در هنر قرن 21 + عکس
  تفاوت عشق و ازدواج
  طالع بینی براساس اول اسم
  چه کسی تو را به خاطر خودت دوست دارد؟ زنجیره عشق ومحبت......
  مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ
  طلاق درمیان مرغ عشق ها بیشتر از انسان است!
  کلام عشق (زیباترین مقاله در مورد عشق حتما بخوانید و از دست ندهید)
  آیین عشق وزندگی به سبک کامپیتری!
  فصل اول : زندگانى سياسى امام حسن (ع ) در عهدرسول خدا (ص )
  چگونه می توان از شر اسم رمزی که در اول بايوس کامپيوتر مشاهده می شود خلاص شد
  اس ام اس عشق و دلتنگی( 1 )
  نماز اول وقت
  داستان کوتاه عشق واقعی
  هزینه عشق واقعی جذاب
  چرا عشق کور است؟
  کذب محض عشق - طنز عشقي zippo
  حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام
  عشق حقيقي ، عشق مجازي
  به عشق چگونه مینگری؟؟؟(بیا تو تست بزن)
  دانشگاه سال اول تا آخر…فقط آقایون
  راز اول شناخت زنان
  یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
  دفتر عشق كه بسته شد؟
  اس ام اس عشق و دلتنگی( 3 )
  با سرخوردگي اول ازدواج چه کنيد!
  بگذار هر کجا تنفر است بذر عشق بکارم
  معرفي 14 معصوم - معصوم دوم : امام اول
  طبع اول : صفراوی ها
  بی ریا ترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
  وقتی عشق به آسانی رخ می دهد
  10‌ معجزه خواندنی درباره عشق !
  قصه عشق به روایت تصویر.....
  ويار، شايع‌ترين بيماري گوارشي در سه ماهه اول بارداري
  تفاوت دوست داشتن و عشق و وابستگي در روابط دو جانبه
  چنین شوهرانی عشق را می کشند!!
  اندازه عشق در زندگيت چقدر است!
  داستانی از عشق و فداکاری
  چگونه عشق را معنا کنیم؟؟؟؟
  درسی در عشق
  ایران رتبه اول تولید علم در د نیا
  معنای عشق ؟
  مي دونستيد 7 نوع عشق داريم ؟!
  تست عشق و دوستی
  خراش عشق مادر
  خیانت در عشق
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 531 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری