بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان عشق اول و اخر من


فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 18420
امتیاز : 85

مشخصات
 

داستان عشق اول و اخر من


داستان عشق اول و اخر من - Bitrin.com

روزی که برای اولین بار دیدمش هیچ وقت از یادم نمیره چشمام پر شده بود ولی نه مثل الان که پر از اشک شده اون موقه پر از عشق شده بود اره عشق اول عشقی که هیچ کس از اون خبر نداشت حتی خودم هم نمی دونستم که این چه حسیه که تو وجودم اومده تصمیم گرفتم چند روز از خونه بیرون نرم تا شاید از یادم بره ولی ….
خلاصه چند روزی گذشت و من تو سینه این حس رو با خودم نگه داشتم ولی نه این حس (عشق) با من بود نه بی من با خودم میگفتم که اگه مال من باشه برای هیشه با اون میشم اگه مال من باشه اگه…
هر روز بیشتر دوسش داشتم بدون این که حتی یک بار هم باهاش حرف زده باشم یا اسمشو بدونم
خلاصه هر روز دیدنش شده بود کار من ولی شبا خدایا شب که میشد بدون این که بخوام شروع میکردم به گریه کرده قلبم مثل قلب گنجشگ شروع میکرد یه تپیدم اصلا کنترل هیچ چیز دست من نبود بی اختار اشک بود که سرازیر میشد و لب بود که میگفت :
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
تا این که خودش اومد جلو و با شروع کرد به صحبت کردن انگار خدا هم شبا بیدار بوده و حال من را میدیده و خواسته بود به من کمک کنه
اومد جلو و گفت که میدونه که من چند وقتی هست که دنبالش هستم و از دور نگاهش میکنم بعد گفت که چیزهایی که میخواد رو من نمیتونم براورده کنم من هم تو ابرا بودم و اصلا هواسم به هیچ چیز نبود تا بخودم اومدم دیدم که داره از این که اون به کسی نیاز داره که تا اخر دنیا باهاش باشه و هیچ چیز روبرای خودش نخواد بلکه برای خودمون بخواد اون روز بهترین روز زندگیم بود تا این که بلاخره گفت اسم من سحره و اسم من رو پرسید شاید کسی باورش نشه حتی اسم خودم هم یادم رفته بود بعد از چند دقیقه تا دستپاچگی و صدای لرزان تونستم اسمم رو بهش بگم خلاصه چند روزی گذشت من و سحر دیگه داشتیم مال هم میشدیم
سحر همیشه هرفای خوبی رو میزد حرفایی که ارزوی من بود سحر همیشه میگفت که دوست داره تا ابد مال من باشه و حاضر تمام هستیش رو ول کنه و با دنیا بجنگه تا مال هم دیگه باشیم روزهای خوبی داشتیم پر از شور و عشق دور از همه و نزدیک به همه چیزچون سحر دنیای من بود انقدر روزها خوب بودند که هیچ ارزویی ر سر نداشتن هر روز بیشتر از قبل دوسش داشتم
یه روز سحر گفت که باباش میخواد خونشون رو عوض کنه این مال من خیلی مهم نبود چون جای دوری نمیرفتن تو همین شهر بودن ولی سحر جوری حرف میزد که انگار برای همیشه میخواد از پیش من بره خلاصه سحر از اون محل رفت قرار بود تا بهم زنگ بزنه قرار بزاریم تا هم خونشون رو بمن نشون بده و هم اینکه مثل قبل با هم باشیم یک هفته گذشت و خبری از سحر نشو خدایا داشتم دیوونه میشدم با ید چیکار کنم خدایا کمکم کن!!!!!!!
بعد از یک ماه سحر زنگ زد و گفت که باباش همه چیز رو فهمیده بوده و اصلا به خاطر همین خونشون رو عوض کرده بودن ولی سحر اهمیت نمیداد و باز هم از با هم بودن میگفت تا بعد از یک ماه یه روز سحر اومد و گفت که باید فراموشش کنم چون باباش راضی به این دوستی نبوده و داره تو خونه ازارش میده اینو گفت و یرای همیشه رفت و رفت و رفت و دیگه هیچ وقت ندیدمش
من باورم نیشد این همون سحری بود که ازباهم بودن تا اخر دنیا با من حرف میزد ولی خوب فهمیدم که هیچ چیز اونقدر خوب نیست که به نظر میاد پس همیشه سعی میکنم که برای هیچ عشقی تا نزارم و اگه کسی ازم خواست که تا اخر دنیا باهاش باشم تا رو ازجملش حذف کنم وبهش بگم که عشق و دوستی تا نداره اگه کسی گفت که تا تهش با منه و دوسم داره بهش بگم که تا نداره و همین الان اخرشه تهشه


Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت
  آیین عشق وزندگی به سبک کامپیتری!
  رتبه های اول ایران در دنیا
  عشق حقيقي ، عشق مجازي
  چنین شوهرانی عشق را می کشند!!
  سرانجام عشق به ایران
  کدام یک اول بوجود آمدند : مرغ یا تخم مرغ؟!
  اگر عاشق کسی هستید از ابراز عشق غافل نشوید
  چگونه ارتباط عاشقانه و رمانتیک روزهای اول ازدواج را برگردانیم؟
  درسی در عشق
  من پذیرفتم که عشق افسانه است ...
  چطور یک ریمل خشک شده را به حالت اول برگردانیم؟!
  بگذار هر کجا تنفر است بذر عشق بکارم
  سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز
  وقتی که عشق مادری معجزه می‌کند: نوزاد مرده‌ای که پس از نوازشهای مادر زنده شد!!
  قوانین مورفی *** قوانین عشق ***
  جلسه محاکمه عشق
  ويار، شايع‌ترين بيماري گوارشي در سه ماهه اول بارداري
  روانشناسی عشق برای شما ( خواندنی و جالب)
  داستان عشق حقیقی ( The Real Love story )
  معرفي 14 معصوم - معصوم دوم : امام اول
  طبع اول : صفراوی ها
  دانشگاه سال اول تا آخر…فقط آقایون
  چرا عشق ما روز به روز كم رنگتر مي‌شود
  10 زن اول قدرتمند جهان
  نماز اول وقت
  خیانت در عشق
  عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند
  جایگاه عشق در ازدواج
  کجایی عشق ؟؟؟
  وکالت و عشق به لگو
  باز عشق مرا...
  » عشق زیباست ...
  چگونه می توان از شر اسم رمزی که در اول بايوس کامپيوتر مشاهده می شود خلاص شد
  خراش عشق مادر
  روش تشخیص نشانه های عشق حقیقی
  به عشق چگونه مینگری؟؟؟(بیا تو تست بزن)
  از عشق بند نسازيد
  20 راز عشق برای ازدواج و زندگی بهتر
  بی ریا ترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
  دفتر عشق كه بسته شد؟
  وقتی ریاضی دان عاشق می شود
  اس ام اس عشق و دلتنگی( 2 )
  آیا میدانید که مردان بیشتر از زنان درگیر عشق می شوند ؟
  آسیب شناسی عشق های زودگذر
  طلاق درمیان مرغ عشق ها بیشتر از انسان است!
  هفت شهر عشق را عطار گشت
  تمرین اول برای رهایی از چاقی
  تفاوت عشق و ازدواج!؟
  دوست داشتن از عشق برتر است
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 231 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری