|
عنوان مطلب |
امتیاز |
گروه |
|
دسته گلی برای مادر!
فرستنده : yasna
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک...
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا ...
|
|
5 |
داستان کوتاه
|
|
اس ام اس های زیبا با موضوع خداوند
فرستنده : عبدالله اسدي
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
نیستم آدم اگر باز نگردم آنجا
زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم . . .
******
آمده ام ای خدا ، جانا تو پناهم بده
عاشق فریاد دل ، ربا تو پیامم بده
سوگند به تو ...
|
|
19 |
سخن بزرگان
|
|
راننده انيشتين
فرستنده : SaEeD
میگویند انيشتين براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي كرد بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان شنوندگان ...
|
|
8 |
داستان کوتاه
|
|
قحطي امروز
فرستنده : SaEeD
اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي ...
|
|
6 |
حکایات
|
|
بیسکویت
فرستنده : asger tarrah
بیسکویت
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید. او برروی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به ...
|
|
7 |
داستان کوتاه
|
|
پیامک های سخنان زیبا
فرستنده : عبدالله اسدي
چه بسا اشخاصى که تنها با صداى کلنگ گورکن، از خواب بیدار مىشوند.
هنرمند کسى است که اشگ دیگران را به لبخند شادى تبدیل کند.
مال، از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گِرد کردن مال.
مال اگر صرف نیکوکارى ...
|
|
8 |
سخن بزرگان
|
|
حکایت آموزنده خيلي جالبه
فرستنده : عبدالله اسدي
حکایت آموزنده
حکایت اموزنده ایست ثابت میکند همه چیز بهم ربط داردحکایت زندگی ماموشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید !به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد .همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد !ماری در تله افتاد و زن مزرعه ...
|
|
5 |
حکایات
|