|
عنوان مطلب |
امتیاز |
|
اشك تمساح می ریزد
فرستنده : بهار آریامنش
گریه دروغین را به اشك تمساح تعبیر كرده اند. خاصه گریه و اشكی كه نه از باب دلسوزی، بلكه از رهگذر ریا و تلدیس باشد، تا بدان وسیله مقصود حاصل آید و سو نیت گریه كننده جامه عمل بپوشد.
سابقا معتقد بودند كه غذا و خوراك تمساح به ...
|
|
9 |
|
از بیخ عرب شد
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت مثلی بالا در مواردی به کار می رود که مدعی در مقابل مدارک مثبت، دست از لجاج بر ندارد و بدیهیات و واضحات را با کمال بی پروایی انکار کند.در این گونه موارد از باب استشهاد و تمثیل گفته می شود : «فلانی از بیخ عرب ...
|
|
8 |
|
آب زیر پوست كسی رفتن
فرستنده : بهار آریامنش
پس از یك بیماری سخت فربه شدن ، گشایشی در در زندگی خود به دست آورده .
|
|
9 |
|
آدم گرسنه دین و ایمان ندارد
فرستنده : بهار آریامنش
گویند مردی از گرسنگی مشرف به مرگ بود. شیطان برای او غذایی آورد به شرط این که ایمان خود را بفروشدمرد پس از سیر شدن از دادن ایمان به او سرپیچی کرد و گفت : آنچه در گرسنگی فروختم وهم و گمان بود و اعتباری نداشت ، زیرا آدم گرسنه ...
|
|
11 |
|
آرزو بر جوانان عیب نیست
فرستنده : بهار آریامنش
به کنایه با برای استهزا ، در مورد کسی به کار می رود که آرزوهای دور و درازی دارد اما مناسبت با موقع و مقامش نیست
|
|
11 |
|
آتش خشک و تر را با هم می سوزاند
فرستنده : بهار آریامنش
آتش خشک و تر را با هم می سوزاندکنایه از این است که هر گاه مصیبتی وارد شود ، همه کس را در بر می گیرد
اگر کسی اشتباهی کند و مصیبتی وارد شود هم گریبان خودش را خواهد گرفت هم شاید دیگران که بی گناه بوده یا نقشی نداشته اند
تو اتش ...
|
|
6 |
|
آدم خوش معامله شریک مال مردم است
فرستنده : بهار آریامنش
" یا " آدم خوش حساب شریک مال مردم است وفای به عهد و درستی در معامله اعتماد دیگران را جلب می کندپس به جز سرمایه ی خود بخشی از سرمایه ی دیگران نیز در دست تو خواهد بودچرا که گفته اند بهترین سرمایه اعتماد مردم است
|
|
9 |
|
آدم دروغگو کم حافظه است
فرستنده : بهار آریامنش
فردی که دروغ می گوید چون حرفهایی که می زند بر اساس واقعیتی نیست که حتی خودش هم قبول دارد زود آن را فراموش می کند و ساعتی دیگر حرفی دیگر می زند که چه بسا سخن قبلی را نقض کند
|
|
13 |
|
آردش را ریخته و الکش را آویخته
فرستنده : بهار آریامنش
این مثل در مورد کسی گفته می شود که عمری از او گذشته باشد و روزگارش را با همه ی پستی و بلندی ها گذرانده باشد
تو برو فکر خود و خرمن خود را باش که من آرد بیزیده و غربال هم آویخته ام
فرهنگ عوام
|
|
7 |
|
آبی از او گرم نمی شود
فرستنده : بهار آریامنش
سودی از وی حاصل نخواهد شد ، امید انجام كاری از سوی او نمی رود .
|
|
10 |
|
آستین بالا زدن
فرستنده : بهار آریامنش
یا دامن به کمر زدنکنایه از : با عزمی راسخ کاری را شروع کردن
امثال و حکم
چو سنبل تو از برگ یاسمن بر زد غمت به ریختن خونم آستین بر زد
« ظهیر فارابی »
به پیشباز فرایض چو آستین زده بالا ...
|
|
10 |
|
از آسمان افتاده
فرستنده : بهار آریامنش
این مثل در مورد افرادی که به قدرت و زورمندی خود می بالند به کار می رود. مثلا فلان گردن کلفت به اتکای نفوذ و نقودش مالی را به زور تصرف کند و به هیچ وجه حاضر به خلع ید و استرداد ملک و مال مغصوبه نشود.
عباراتی که می تواند معرف ...
|
|
8 |
|
آب حیات نوشید
فرستنده : بهار آریامنش
درباره ی کسانی که عمر طولانی کنند و روزگاری دراز در این جهان بسر برند، از باب تمثیل یا مطایبه می گویند فلانی آب حیات نوشیده . ولی این عبارت مثلی بیشتر در رابطه با بزرگان و دانشمندان و خدمتگزاران عالم بشریت و انسانیت که نام ...
|
|
9 |
|
آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
فرستنده : بهار آریامنش
چون قتل و نهیب و خرابی و یغماگری حدی پیدا نکند و نائره خوی درندگی و سبعیت همه کس و همه چیز را به سوی نیستی سوق دهد در چنین حالی، جواب کسانی که جویای حال و احوال شوند، عبارت بالا خواهد بود.
در بیان مقصود موجزتر از این عبارت ...
|
|
6 |
|
اندرین صندوق جز لعنت نبود
فرستنده : بهار آریامنش
مصراع بالا از مولانا مولوی بلخی است که چون در میان افراد وجماعات بشری مصادیق زیادی پیدا می کند لذا به صورت ضرب المثل درآمده است.
در المثل وقتی انسان رنج فراوان می برد و به دفینه یا صندوقچه ای دست می یابد از کثرت ذوق و شعف ...
|
|
11 |
|
از خجالت آب شد
فرستنده : بهار آریامنش
آدمی را وقتی خجلت و شرمساری دست دهد بدنش گرم می شود و گونه هایش سرخی می گیرد. خلاصه عرق شرمساری كه ناشی از شدت وحدت گرمی و حرارت است از مسامات بدنش جاری می گردد. عبارت بالا گویای آن مرتبه از شرمندگی و سر شكستگی است كه خجلت ...
|
|
8 |
|
از كيسه خليفه مي بخشد
فرستنده : بهار آریامنش
هر گاه كسی از كیسه دیگری بخشندگی كند و یا از بیت المال عمومی گشاد بازی نماید عبارت مثلی بالا را مورد استفاده و استناد قرار داده، اصطلاحا می گویند : «فلانی از كیسه خلیفه می بخشد.»
عبد الملك بن صالح از امرا و بزرگان ...
|
|
6 |
|
از پشت خنجر زد
فرستنده : بهار آریامنش
پناه بر خدا از منافقان روزگار كه در لباس دوستی جلوه می كنند ولی چون وثوق و اعتماد طرف مقابل را جلب كردند در فرصت مناسب از پشت خنجر می زنند و دشنه را تا دسته در قلب دوست فریب خورده فرومی كنند. افراد منافق به سابقه تاریخ و شوخ ...
|
|
5 |
|
امروز كار خانه با فضه است
فرستنده : بهار آریامنش
هرگاه كسی گاه گاه كاری غیر از وظیفه خود را بر عهده گیرد یا كاری به تساوی اشتراك بین دو یا چند نفر انجام پذیرد، هر یك از افراد كه نوبت انجام كار به وی رسد در پاسخ افراد از باب شوخی و مطایبه می گوید :«امروز كارخانه با فضه ...
|
|
11 |
|
از ريش به سبيل پيوند مي كند
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت بالا ناظر بر اعمال عبث و بیهوده ایست كه درآن نفعی نباشد. مثلا كسی از دامن لباسش ببرد و بر دوش وصله كند.
این گونه اعمال و اقدامات بی فایده مانند آن است كه كوتاهی سبیل را با درازی ریش جبران نمایند، یعنی از ریش قیچی ...
|
|
7 |