|
عنوان مطلب |
امتیاز |
|
زد كه زد خوب كرد كه زد
فرستنده : بهار آریامنش
هروقت روستایی ساده دلی بنشیند و «خیال پلو» بپزد و آرزوهای دور و دراز ببافد حاضران این مثل را می زنند.
می گویند یك روز زنی كه شغلش ماست فروشی بود، ظرف ماستش را رو سرش گذاشته بود و برای فروختن به شهر می برد. در راه ...
|
|
12 |
|
زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
فرستنده : بهار آریامنش
در زمان قدیم مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی ...
|
|
8 |
|
زینب زیادی
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت بالا از امثله سائره عامیانه است و در مواردی به کار می رود که در جمعی برای تمام افراد جمعیت جز یک نفر سهم و نصیبی قایل شوند و آن یک نفر را به حساب نیاورند. در این موقع زبان حال آن یک نفر محروم و بی نصیب این خواهد بود که ...
|
|
10 |
|
زخم زبان زدن
فرستنده : بهار آریامنش
کنایه از کسی را با زبان آزردن. می گویند زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است.
جراحتی که ز تیغ زبان رسد به دلیبه هیچ ز مرهم راحت نکو نخواهد شدمیانه ی تو و او گر زبان زدی زخمشبه غیر صحبت سنگ و سبو نخواهد شد
|
|
8 |
|
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن
فرستنده : بهار آریامنش
غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی كند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است كه به قول استاد ...
|
|
9 |
|
زیر دلش را زده
فرستنده : بهار آریامنش
برابر : از چشمش افتاده ، از آن سیر شده
کنایه از عدم لیاقت به داشتن رفاه و شادمانی است.
حاصل این شد که شعر ما شد بد شعر زیر دل شما را زد
|
|
8 |
|
ستون به ستون فرج است
فرستنده : بهار آریامنش
بشر به به امید زنده است و در سایه ی آن هر ناملایمی را تحمل می كند. نور امید و خوشبینی در همه جا می درخشد و آوای دل انگیز آن در تمام گوش ها طنین انداز است : «مایوس نشوید و به زندگی امیدوار باشید.» مفهوم این جمله را عوام ...
|
|
10 |
|
سایه ی تان از سرما کم نشود
فرستنده : بهار آریامنش
در عبارت بالا معنی مجازی و استعاره ای سایه همان محبت و مرحمت و تلطف و توجه مخصوصی است که مقام بالاتر و موثرتر نسبت به کهتران و زیردستان مبذول می دارد. این عبارت بر اثر لطف سخن نه تنها به صورت امثله سائره درآمده بلکه دامنه ...
|
|
13 |
|
سبیلش آویزان شد
فرستنده : بهار آریامنش
اصطلاح بالا در امثله سائره کنایه از پکری و نکبت و ادبار است که در مورد افراد سرخورده و وارفته و ورشکسته به کار می رود.
سبیل درباریان و ملازمان دستگاه سلاطین و حکام صفوی برای ایرانیان هوشمند، بخصوص اصفهانی های زیرک و ...
|
|
7 |
|
سرابی می گوید اندراب است، اندرابی می گوید سراب است
فرستنده : بهار آریامنش
مردی بود، دو زن داشت، یکی در سراب، دیگری در اندراب. یک روز این مرد برای دیدن زن دیگرش از سراب حرکت می کند تا به اندراب برود.
بین راه رودخانه ای بود، در موقع عبور از آن می افتد به آب و خیلی تلاش می کند و خسته می شود و تا صبح ...
|
|
9 |
|
سر و گوش آب دادن
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت بالا اصطلاحی است که در میان طبقات از وضیع و شریف رایج و معمول است و هر گاه که پای تجسس و تحصیل اطلاع از امری پیش آید آن را به کار می برند.
در قرون و اعصار قدیمه که سلاح گرم هنوز به میدان نیامده با سلاح های سرد از ...
|
|
18 |
|
سرش پلو و زیرش سنگ قربانت شوم یگانه پسر
فرستنده : بهار آریامنش
پیرزنی که پیش پسر و عروسش بسر می برد زندگانی را به سختی می گذراند، زیرا عروسش غذای کافی به او نمی داد، همیشه در وقت بردن غذا برای پیرزن سنگی را توی دوری می نهاد و مقداری پلو رویش می ریخت و آن را طوری می برد که شوهرش می دید و ...
|
|
11 |
|
سبیلش را چرب کرد
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت بالا کنایه از رشوه دادن و به اصطلاح دیگر حق و حساب دادن است. برای رشا و ارتشا اصطلاحات زیادی وجود دارد که از همه مصطلح و معروفتر همین ضرب المثل بالا و اصطلاح «خر کریم را نعل کرد» است.
در بعضی از کتب تاریخی آمده ...
|
|
8 |
|
سر به هوا بودن
فرستنده : بهار آریامنش
همانند : سر به طاق بودن ،
یعنی بی هوش و بی حواس بودن ، بازیگوش بودن ،توجه به کار خود نداشتن.
ای سرو که بی سایه چنین سر به هوایی در پای تو هرگز نرسیدم به هوایی
|
|
11 |
|
سه دزد بی صدا دارم الهی، حاجی و مشهدی و کربلایی
فرستنده : بهار آریامنش
در زمان سابق سه نفر، حاجی و مشهدی و کربلایی همسفر شدند. روز گذرشان از کنار شهری افتاد چون خسته بودند بیرون شهر کنار باغی زیر سایه درخت سیبی اتراق کردند. شاخه سیب از دیوار باغ بیرون بود آنها چشمشان که به درخت سیب افتاد هوس ...
|
|
8 |
|
سبزی پاک کردن
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت مثلی بالا در مورد افراد متملق و چاپلوس به کار می رود، بخصوص چاپلوسانی که جز چرب زبانی و تقرب از طریق سالوسی و ریاکاری هنر دیگری ندارند. این دسته از متملقان چاپلوس به منظور تامین مقاصد خویش طرف مقابل را به عرش اعلی می ...
|
|
10 |
|
سگ داند و پینه دوز در انبان چیست
فرستنده : بهار آریامنش
پینه دوزی از کسی طلبکار بود و بدهکار بدحسابی می کرد و طلب او را نمی داد. پینه دوز عاقبت خسته شد و یک روز مشته ای (آلتی فلزی برای کار کفش دوزی) داخل انبان گذاشت و به سراغ بدهکار رفت تا طلبش را وصول کند و کار یکسره بشود.
وقتی به ...
|
|
11 |
|
سرم را بشکن، نرخم را نشکن
فرستنده : بهار آریامنش
عبارت بالا از امثله سائره است که بیشتر ورد زبان کسبه بازار و صاحبان دکان های بقالی در برخورد با مشتریانی است که زیاد چانه می زنند تا فروشنده مبلغی از نرخ جنس بکاهد ولی فروشنده با عبارت مثلی بالا به مشتری پاسخ گوید. نرخ ...
|
|
7 |
|
ستون پنجم
فرستنده : بهار آریامنش
اصطلاح ستون پنجم از نظر معنی و مفهوم مجازی همان جاسوسی است منتها با این تفاوت که جاسوس به ضرر و زیان بیگانه کار می کند و نفی و مصلحت ملت و کشور خویش را ولو به قیمت جان از نظر دور نمی دارد در حالی که ستون پنجم این معنی را ...
|
|
7 |
|
سد سکندر باش
فرستنده : بهار آریامنش
هر گاه بخواهند کسی را به مقاومت در مقابل دشمن یا حوادث تشویق و تشجیع کنند از ضرب المثل بالا استفاده کرده یا به اصطلاح دیگر می گویند : «مانند سد سکندر پایداری کن»
اسکندر ذوالقرنین در بازگشت از ظلمات به شهری سبز و ...
|
|
8 |