بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی



register
عنوان مطلب امتیاز
دریا؛ فریدون مشیری
فرستنده : عارف علی پور

آهي كشيد غمزده پيري سپيد موي افكند صبحگاه در آيينه چون نگاه در لا به لاي موي چو كافور خويش ديد يك تار مو سياه!   در ديگاه مضطربش اشك حلقه زد در خاطرات تيره و تاريك خود دويد سي سال پيش نيز در آيينه ديده بود يك  تار مو ...
73
گل خشکیده؛ فریدون مشیری
فرستنده : عارف علی پور

بر نگه سرد من به گرمي خورشيد مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را شبنم جان مرا نه تاب نگاهت   جز گل خشكيده اي و برق نگاهي از تو در اين گوشه يادگار ندارم زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم يك نفس ...
72
پس از مرگ بلبل؛ فریدون مشیری
فرستنده : عارف علی پور

نفس مي زند موج ... *** نفس مي زند موج، ساحل نمي گيردش دست، پس مي زند موج . فغاني به فريادرس مي زند موج ! من آن رانده مانده بي شكيبم، كه راهم به فريادرس بسته، دست فغانم شكسته، زمين زير پايم تهي مي كند جاي، زمان در كنارم عبث ...
87
فریادهای خاموشی؛ فریدون مشیری
فرستنده : عارف علی پور

دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم ! روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم روشن شود كه آتشم و آب نيستم !"
83
دل سروده ای به امام رضای مهربان که جامش پرازسخاوت و بخشش است
فرستنده : سلام ....

دل سروده ای به امام رضای مهربان که جامش پرازسخاوت و بخشش است   چند روزیست دلم شورونوایی دارد هوس طاق نگارین رضایی دارد مست این نام خدایی شده دل غرق اوهام طلایی شده دل ازبر بوی رضا سوی ایوان طلا  می ...
78
داستان باحال
فرستنده : mohammad gh

  مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را ( براي كمك كردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت كرد( زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!.مرد به قصد فرار به ...
82
کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند
فرستنده : سلام ....

کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند مثل طوفان ...
80
خوشبوتر از یــــــاس
فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم

 مـــي آيـــــــــد از دور مــردي ســــواره بـــرمــركب عشـــق چــــون ماهپــــاره   والشمــس رويـش واللــيــــل مـــويـش گلـــها هــمه مســــت از رنگ و بويـش   عـمــــامـــه بر سر مثــل ...
74
گفتم شبی به مهدی.....
فرستنده : سلام ....

السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج) گفتم: دنبال يكي مي گردم كه حرفامو، هروقت دلم خواست وهركجا بودم فقط به اون بگم اونم خوب بشنوه، به كسي نگه،خوبم دركم كنه. گفت: اون گمشدت منم كه حرفات رومي شنوم ودرك مي كنم  ودرد دلهات ...
81
باران
فرستنده : سلام ....

من بارش چشمان آسمان را  به تو هدیه خواهم داد... آنگاه  که بر سر تو ابرهای تیره و تارند... و غرش رعدهای آن را در خود نهان خواهم کرد... ابرهای تیره را می زدایم... و  آبی  آسمان  را به چشمانت  هدیه خواهم کرد... من ...
77
به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا
فرستنده : pari hamzavi

به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند دلم تنگ است . بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ است. بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب ...
79
نگه دگر به سوی من چه میکنی؟
فرستنده : سلام ....

  نگه دگر به سوی من چه میکنی؟چو در بر رقیب من نشسته ای به حیرتم که بعد از آن فریب هاتو هم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب ای خداکه جام خویش به جام دیگری زدیچو فال حافظ آن میانه باز شدتو فال خود به نام دیگری ...
70
مگسی را کشتم
فرستنده : mohammad gh

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، استو نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد استطفل معصوم به دور سر من می چرخیدبه خیالش قندمیا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَمای دو صد نور به قبرش باردمگس خوبی بودمن به ...
79
از هجوم تمام نامهربانی ها!!
فرستنده : سلام ....

من از صبوری تو لبریزمو اشکهایی که رود میــشوند!در پناه گونه های مضطربمخود گواه ماجراستامروز!از دیار فاصله هاچشم های بیقراری بدرقه کردندپروانه ها ی خزان زده و گلهای پژمرده راکه بیوه های صبوردردهایمبهم انداما!تو خود ...
93
همه آدمها مثل همند
فرستنده : سالومه مرزي

قوی ترین آدم جهان هم که باشی   وقت هایی هست   که دستی باید لمس ات کند   تنی   تن ات را داغ کند   و لبی     طعم لب ات را بچشد   مستقل ترین آدم جهان هم که باشی   وقت هایی هست   که دلت پر میزند ...
98
من از رفتن می ترسم
فرستنده : سلام ....

احساس می کنم زود عادت می کنم و گاهی به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن می گذارم.  خدایا... می ترسم از اینکه به گناه کاری که نفسم آنرا صحیح می خواند و دلم از آن می ترسد و عقلم به آن شک دارد، در آتش بی مهری ات بسوزم.  خدایا... می ...
104
روشناني كه به تاريكي شب گردانند
فرستنده : سلام ....

روشناني كه به تاريكي شب گردانندشمع در پرده و پروانه سرگردانندخود بده درس محبت كه اديبان خردهمه در مكتب توحيد تو شاگردانندتو به دل هستي و اين قوم به گل مي جويندتو به جانستي و اين جمع جهانگردانندعاشقانراست قضا هر چه ...
106
من بازگشته ام از شعر، از سرود
فرستنده : سالومه مرزي

من بازگشته ام       از شعر، از سرود                       من                              از ...
114
صفحه قبل 1-15 16 17 18 19 20 21

مطالب  400 تا 417 از تعداد کل 417 یافته را مشاهده میکنید!

 

دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 200 نفر

آگهی



طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت