|
عنوان مطلب |
امتیاز |
|
دوست داشتن
فرستنده : shayan karami
چه سالها به من دروغ گفتی از دوست داشتن آيينه و آفتابحتی آن لحظه ای که سر به سر واژه های بی قافيه می گذاشتیهيچ به فکر زخم عاشق بودی.فقط خودت را به رودخانه سپردیو هيچ واژه ای برات خاطره نداشت.چه سالها به تو دروغ گفتماز آن ...
|
|
5 |
|
..:: کسی بی خبر آمد ::..
فرستنده : محمّد
کسی بی خبر آمد .... مرا دست خودم داد .... کسی مثل خودم غم... کسی مثل خودم شاد ... کسی مثل پرستو... در اندیشه ی پرواز... کسی بسته و آزاد ... اسیر قفس باز... کسی خنده کسی غم... کسی شادی و ماتم ... کسی ساده کسی صاف... کسی درهم و برهم کسی پر ...
|
|
13 |
|
خدایا
فرستنده : sara nazar
خدايا!
به جانهاي ما لباس ادب بپوشان که عرياني از ادب رسوايي هر دو جهان است.
-------------------------------------
خدايا! از فتنه و بلا و امتحان ، گريز و پرهيزي نيست . از تو درخواست دارم من را از اين سه چيز سر بلند بيرون ...
|
|
7 |
|
یادت...
فرستنده : soria
یادت...
خاطراتی دیگر
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با توتک و تنها، به تو می اندیشد و کمی،دلش از دوری تو دلگیر است....مهربانم، ای خوب!یاد قلبت باشد؛ یک نفر ...
|
|
5 |
|
اميدوارم طلوعي ديگر در كنارت باشم اميد زندگيم پدر
فرستنده : soria
ه ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد
آخر خط جاده هاي خسته
بگو چه قدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتي به خون نشسته
چند تا ترانه است کسي نخونده
دووم بيار خسته نشو از سفر
تنهايي ات هم بذار رو دوشت ...
|
|
4 |
|
سلام خدايااا
فرستنده : soria
سلام
سلامی دوباره...
از دلی تازه...
سلام مهربان همیشگی... سلام نور چشمانم
سلام امید.. سلام دانای من
سلام.. سلام.. سلام...
حتما میپرسی که چرا باز هم به دیارت آمدم، ولی شاید این بار.. این سوال فراموش شود
منم... یار همیشه ...
|
|
7 |
|
سپيده عشق
فرستنده : soria
شنبه ها میگویی دوستم داری
یکشنبه ها تهمت می زنی.
دوشنبه ها قهر میکنی
سه شنبه ها فکر می کنی
چهارشنبه ها می فهمی
پنجشنبه ها می بخشمت
جمعه ها فراموش میکنم
...
این برنامه هر هفته کلاس عشق ماست!!!
زندگی شیرینی لحظه ...
|
|
9 |
|
دلم براي كسي تنگ است(پدرم)
فرستنده : soria
دلم برای کسی تنگ است که ...
ت
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است .کسی که دل تنگ دل تنگیهای من است دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق ابی دریا می دوزد...همانگونه که به من چشم می ...
|
|
9 |
|
عشق
فرستنده : paniz payizan
فکر میکردم که عشق یک پرنده استیک گل استیک ترانه استیا که خنده های کودکانه استهر چه هست جاودانه است•••فکر میکنم که عشق مذهب استآب و نان و باد و خاک و خانه نیستمکتب است...•••عشق مرگ نیستزندگی ستسخت نیست عین ...
|
|
11 |
|
خاطرات
فرستنده : mohammad gh
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی. شاید باور نکنی، از من همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت. شاید یک ...
|
|
16 |
|
سلام نا مهربانم،
فرستنده : mohammad gh
چوب خط روز هاي بي تو بودن که پر شد، نامه اي برايت نوشتم، نامه اي براي تو و براي اين عکس ميان قاب و براي اين تپش کهنه در سينه نامه ام را ميسپارم به دست باد .ببرد آنسوي تمام اين ديوار ها ،اين جاده ها ،اين روز ها ...اصلاً ببرد ،آن ...
|
|
11 |
|
حرفی برای گفتن ندارم
فرستنده : هلیا ..........
روزگاری میگفتند : از عشق ننویس ! و من حرف ها داشتم برای گفتن. . .بعد زمانه عوض شد , حرف ها تمام , چشمها خوابزده و نگاه ها بردیوار سرد و یخ زده ی واقعیت !حال میگویند : از عش بنویس. . . حرفی ندارم برای گفتن , اشکی نمانده برای ...
|
|
10 |
|
سرآغاز
فرستنده : مبینا مهر
من نمی دانم
و همین درد مرا سخت میآزارد
که چرا انسان، این دانا، این پیغمبر در تکاپوهایش
چیزی از معجزا آن سوتر ره نبرده است
به اعجاز محبت!
چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد؟
که هنوز مهربانی را نشناخته ...
|
|
9 |
|
پیامی از جانب خدا
فرستنده : مبینا مهر
ای عزیزی که امروز این را می خوانی و یا می شنوی ،بدان که من ،خدایی که در
کتابهای درسی برای تو تعریف کرده اند و می سوزاند و بر تو قهر می کند نیستم .
داستان من و تو داستان دیگری است. و داستان از آنجایی شروع شد که روزی ...
|
|
13 |
|
گل واژه هایی که کمتر به معنای آن توجه داریم
فرستنده : sara nazar
گل واژه هایی که کمتر به معنای آن توجه داریم!
پر معنی ترین کلمه "ما" است آن را بکار ببندیم عمیق ترین کلمه "عشق" است به آن ارج بنهیم بی رحم ترین کلمه "تنفر" است آن را از بین ببریم سرکش ترین کلمه "هوس" است با آن بازی نکنیم خود ...
|
|
8 |
|
راز ماندن
فرستنده : baran
یک شعر عاشقانه نوشتم شاید تو دوباره بخوانی شاید که راز ماندن خود را در این دل گرفته بدانی
یک شعر عاشقانه نوشتم چسباندمش به سینه دیوار تصویر بی قرار زنی شد برکاغذ نوشته پدیدار....
در گودی دوچشم سیاهش طوفانی از هرای نهان ...
|
|
12 |
|
دلتنگی های من
فرستنده : baran
ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند
ای کاش می توانستم باکسی دردودل کنم تا بگویم .......
تا بگویم که من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم.
تا بداند غم شبهایم را تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را .
قانون دنیا تنهایی من ...
|
|
11 |
|
فاصله ...
فرستنده : soria
فاصله ...
فاصله هايمان هر روز زياد و زيادتر مي شوند
تو چه مي داني فاصله چيست ؟
آخر مرا از دست خواهي داد
من مي روم ، مي روم به سوي زندگي خود
و تو روزي در حسرت خواهي ماند
حـسـرت روزهاي ...
|
|
7 |
|
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ؟؟؟؟
فرستنده : baran
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ؟ خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه . دلش لک بزنه که با یک نفر دردودل
کنه ولی هیچکس نباشه. نتونیه به هیچکی اعتماد کنه هرچی سبک سنگین میکنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه.
آخرش برسه به بن ...
|
|
9 |
|
شبای تنهایی
فرستنده : baran
به نام او..
امشب مثل خیلی شبای دیگه یه هاله اشک چشمامو پوشونده و یه ابره بهاری گونه هامو تر کرده .
یه لکه بزرگه غم صفحه سپید ذهنمو به تاریکی کشونده و یه حسرت عمیق مدام تو سینم
چنگ میکشه .حسرت روزای با تو بودن شبامو بی ...
|
|
10 |