|
عنوان مطلب |
امتیاز |
|
هیاهوی عشق
فرستنده : sonia joon lashkari
وچه عاشقانه میپیچد صدای خنده های فردی اشنا در باد که با هر خنده اینگار روح مرا اتش می کشد
و چه سخت است بدانی که هرگاه او می خندد دلیل بر ان است که باز می خواهد تنهایت بگذارد و باری دیگر در هیاهوی احمقانه ی این روز سرد ...
|
|
9 |
|
خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم.
فرستنده : ویدا پارمیس
خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر user name که باشم، من را connect می کندخدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را ...
|
|
14 |
|
از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟
فرستنده : melodi
از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند كه آنها نمي توانند
كسي را وادار كنند، عاشقشان باشد" "بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را
دوست دارند اما نمي دانند كه چگونه عشقشان را ابراز ...
|
|
17 |
|
شعر عاشقانه.....
فرستنده : ویدا پارمیس
چه بی هیاهوست این خلوت نهانم
شعله ای بیافروز
تا در تنگناهای تاریک شبهای بی ستاره
تو را به تصویر در آورم
غزلهایم برای توست
چرا که تو قطب زنده غزلهای منی
ومن شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم
|
|
12 |
|
عصر بارانی
فرستنده : ویدا پارمیس
عصر بارانی
چه سنگین گذشت عصر بارانی امگویی نوازش نمی کرد، باران صورتم راوامروز دوباره شکستتکه ای از شکسته های قلبمدرآن گوشه ی پاییزیگریه ام، فریادم، تنها سکوتی بودتا حرفهایمدر بستری از بغض بخوابندکاش گفته ...
|
|
9 |
|
با من باش
فرستنده : ویدا پارمیس
با من باش
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ایمن شکستم هر دو راگفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته امبه خاموشی مغرورانه اتشکستی تو مرابا تو گفتماز همه تنهایی ام خستگی امبا تو گفتم تا بدانیبا همه نا ی، بی ناجی امتو، ...
|
|
14 |
|
غم ناگفته
فرستنده : ویدا پارمیس
غم ناگفته
قلبم امشباز دردِ غمیبه خودش می پیچدمن به دنبال کلامی درذهنکه بگویمچیست این غمو نمی یابم کلامیبارها پرسیدم از خودشعر گفتن ها را چه سودنه کسی می خواندنه کسی می شنودواگرهم که شنیدتو بدانعمق کلامت رانمی ...
|
|
10 |
|
بدرقه!!!!!
فرستنده : ویدا پارمیس
بدرقه
خداحافظ…آخرین کلامی که از تو شنیدمو باز قصه ی تلخ جاده و آن راه بلند…که تو را از خلوت من می ربودآسمان می گریست شیشه ها می گریستندومن مبهوت رفتنتدر پس شیشه های مه آلودبغض دردناکم را بلعیدمدیوانه وار ...
|
|
12 |
|
دلم برای کسی تنگ است
فرستنده : MALUSAK
دلم برای کسی تنگ است
کسی که مهربانی چشمانش بسان زلال جویباران و صفای دلش بسان قرص نان میان همه قسمت می کرد
دلم برای کسی تنگ است
کسی که دلی ...
|
|
8 |
|
دوست داشتن مثل پروانه است
فرستنده : melodi
یه پروانه را با دستات می گیری.
بدش می خوای ببینی زنده هست؟
انگشتاتو باز کنی ....
فرار میکنه.
محکم بگیری....می میره.
دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست به آن نازی كه در چشم تو پیداست ...
|
|
14 |
|
ممنون خدا جون
فرستنده : melodi
خدایا
ممنونم که هوامو داری
ممنون ازینکه تنهام نمیزاری
ممنون ازینکه دوسم داری
ممنونم که امسال هم اجازه دادی تا در مهمونی شرکت کنم
خدایا خوبی هات بسیارند اما زبانم توانای گفتنش رو نداره پس این...
گویای حرف هایم ...
|
|
17 |
|
خدا انجاست
فرستنده : melodi
به دنبال خدا نگرد.......
خدا در بیابان خالی از انسانها نیست....
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست.....
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست.....
خدا آنجا نیست....
به دتبالش نگرد.
خدا در نگاه ...
|
|
12 |
|
هركــجاهستي باش،اما
فرستنده : melodi
هركــجاهستي باش،اما اي كــــاش،نه جزاين هم ارزو يي
نيست،هركــجاهستي باش،اما بــــاش ...
اي كاش،معناي بعضي،كلمات رامي دانستي!
معناي:آه
معناي:بغض
معناي:هق هق،درد،جدايي،دلتنگي،تنهايي،غم...
اماافسوس...
كه ...
|
|
11 |
|
گاهی...
فرستنده : melodi
گاهی آنقدردلتنگ می شوم
که آسمان هم دلش برایم می گیرد...
وابرهاخودرا،شریک غصه هایم می کنند!
وبرای آرزوهای بربادرفته ام می گریند!
آنگاه...
من در زیرباران،چشمهایم راشستشومی دهم
تاحسرت دقایق ازدست رفته رانخورند
وپاک ...
|
|
10 |
|
الهی
فرستنده : melodi
الهی ! بنده ی عاصی تو به درگاهت آمده، اگر گریز پای بود، همان اول بار که
سرکشی کرده بود، باز نمی گشت... دوباره سر به آستان تو نمی سایید،
چشم به آسمان نمی دوخت...
الهی ! بنده ی سراپا تقصیر تو آمده ( گر به بندگی بپذیری، ...
|
|
13 |
|
خداوند بی نهایت است ولامکان و بی زمان
فرستنده : melodi
خداوند بی نهایت است ولامکان و بی زمان
اما :
به قدر فهم تو کوچک می شود
به قدر نیاز تو فرود می اید
به قدر ارزوی تو گسترده می شود
به قدر ایمان تو کارگشا می شود
به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود
به قدر دل امیدواران گرم می ...
|
|
9 |
|
گفتگوهای من و شما با خــدا
فرستنده : - -
گفتگوهای من و شما با خــدا
همه ما پنهانی و در نهان، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است. آنچه در اجا می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای "من وشما"، با خداست: همان خدا، همان ...
|
|
14 |
|
ارزش عشق
فرستنده : مرتضی فرحی
روزی روزگاری در جزیره ای دورافتاده، تمام احساسها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند.
خوشبختی، پولداری، عشق، دانایی، صبر، غم، ترس و ...، هر کدام به روش خویش میزیستند تا این که یک روز دانایی به همه گفت: هر ...
|
|
4 |
|
چرا عشق
فرستنده : امين درستي
عشق دردناک است چون دگرگون میکند،عشق دگرگونی ست
و هر دگرگونی دردناک است.این درد همان دردی ست که پرنده آن گاه که
بکوشد برای نخستین بار پرواز کند، احساس میکند.
این به سبب درد عشق است که میلیون ها انسان یک زندگی بی عشق
را ...
|
|
5 |
|
صبح
فرستنده : امين درستي
دگر صبح است و پایان شب تار است دگر صبح است و بیداری سزاوار است دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است دگر صبح است
دگر از سوز و سرمای شب تاریک ، تن هامان نمی لرزد دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمی ترسد دگر ...
|
|
5 |