|
عنوان مطلب |
امتیاز |
|
ولی بازهم خدا من را می بخشد!!!!!
فرستنده : Azadeh Mirsalimi
ولی باز هم خدا من رو می بخشد...
خدایا با من قهری ...!!!بنده من نماز شب بخوان که یازده رکعت است...خدایا! خستـه ام، نمـی توانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم!بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان...خدایا! سه رکعت زیاد است! بنده ...
|
|
13 |
|
داستان قشنگ شیطان ونمازگذار
فرستنده : مژده صبا
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و ...
|
|
12 |
|
تقاضاي مادر اين سيد را بپذيريد !
فرستنده : مژده صبا
مرحوم علامه طهراني دركتاب معادشناسي مي گويد : يكي از اقوام شايسته ما كه از اهل علم سامرا بوده و سپس در كاظمين و فعلا در تهران سكونت دارد براي من نقل كرد كه در ايامي كه در سامرا بودم مبتلا شدم به مرض حصبة سخت و هر چه در آنجا ...
|
|
9 |
|
خدايان يونان
فرستنده : مژده صبا
يكي از زمينه هاي فكري كه تاثير تعيين كننده در ساختمان اجتماعي و روابط ميان انسانهاي هر جامعه داراست، مدل هاي - دقيق يا نا دقيق - ولي ايده آليزه شده از جوامع، طرز رفتار، افراد و شخصيت هائيست كه اعضا آن جامعه بيش از همه با آن ...
|
|
6 |
|
آفرينش آدم
فرستنده : مژده صبا
فرينش آدم … هنگامي كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمين جانشيني خواهم گماشت.ـ فرشتگان در مقام مخاصمه گفتند:آيا كسي را مي گماري كه در آن فساد كند و خونها بريزد و حال آنكه ما خود تو را به پاكي مي ستاييم و تقديس مي ...
|
|
9 |
|
ابراهیم ادهم و سگان بلخ
فرستنده : مژده صبا
اهيم ادهم به شقيق بلخي افتاد.شقيق گفت : « اي ابراهيم! چون ميكني در كار معاش؟ » گفت : « اگر چيزي رسد شكر ميكنم و اگر چيزي نرسد،صبر ميكنم » شقيق گفت : « سگان بلخ نيز چنين كنند كه چون چيزي باشد مراعات كنند ...
|
|
11 |
|
بهترين حالات براي مؤمنين
فرستنده : مژده صبا
مرحوم علامه طهراني مي گويد : يكي از سروران عزيز ما كه فعلا از اعاظم اهل نجف اشرف است و حقا مرد بزرگواري است ، نقل فرمود براي من كه ما از نجف اشرف عيال اختيار كرديم و سپس در فصل تابستان براي زيارت و ملاقات ارحام عازم ايران ...
|
|
7 |
|
لقمان حکیم
فرستنده : مژده صبا
یکی از حکمای وارسته و صالح لقمان بوده. لقمان پیامبر نبوده ولی به قول پیامبر (ص)بنده ای بوده که بسیار فکر می کرده.ایمان و یقین او عالی بوده و خدا را می پرستیده و خدا نیز او را دوست داشته و نعمت حکمت را به او عنایت فرموده بود. ...
|
|
11 |
|
ایمان به خدا
فرستنده : مژده صبا
مرد جواني که مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيک بود، به خدا اعتقادي نداشت. او چيز هايي را که درباره خداوند و مذهب مي شنيد مسخره مي کرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن و همين براي ...
|
|
6 |
|
به ياد داشته باش كه من هرگز تو را رها نخواهم كرد.
فرستنده : مژده صبا
روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگي ام را ! به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا صحبت كنم.به خدا گفتم : آيا ميتواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري؟ و جواب او مرا شگفت زده ...
|
|
12 |
|
بهشت و دوزخ
فرستنده : مژده صبا
حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است : مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت ...
|
|
10 |
|
يک داستان پندآموز
فرستنده : مژده صبا
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته ...
|
|
12 |
|
بارالها چه عملي از بندگانت تو رابه تعجب وا ميدارد ؟
فرستنده : مژده صبا
پرسيدم : بارالها ، چه عملي از بندگانت تو رابه تعجب وا ميدارد ؟ پاسخ آمد : اينكه تمام كودكي خود را در آرزوي بزرگ شدن به سر مي بريد و دوران پس از آن را در حسرت بازگشت به كودكي مي گذرانيد.... اينكه سلامتي خود را فداي مال اندوزي ...
|
|
7 |
|
خدایی من مالک تمام دنیاست
فرستنده : مژده صبا
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مردی از کوچه ای می گذشت که غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است به او گفت چه طور در چنین وضعی میخندی و شادی می کنی ؟ جواب داد که من غلام اربابی هستم ...
|
|
8 |
|
مسافر زندگی
فرستنده : مژده صبا
مردي جهانگردي شنيد روحاني مقدسي در سرزمين خاور زندگي مي كند. وسايلش را جمع كرد تا برود و شكوه و عظمت او را ببيند. وقتي به خانه روحاني رسيد او را در كلبه محقري تنها يافت در حالي كه در آن خانه جز يك قفسه كتاب و ميز و صندلي چيزي ...
|
|
10 |
|
حیرت عزراییل
فرستنده : مژده صبا
دریس از پیامبران مقرب درگاه الهی بود.روزی واسطه شد تا خداوند از عذاب یکی از ملایک چشو بپوشد.آن ملک پس از بخشش از جانب خدا به ادریس گفت:حال به بپاس ای خدمتی که به من کردی بگو تا کاری برایت انجام دهم. لدریس گفت:دوست دارم طبقات ...
|
|
12 |
|
خواستگاری جن از انسان
فرستنده : مژده صبا
حجه الاسلام آقا سيد محمد ابراهيم حسيني (صدر)نقل فرمودند که :من در سال1374 در روستاي کرزان از توابع تويسرکان منبر مي رفتم.روز تاسوعا بود. باميزبان خود اقاي محمود افشاري براي گردش به صحرا رفتيم .پدري با دوفرزندش را ديديم که ...
|
|
9 |
|
دعاي دلسوخته
فرستنده : مژده صبا
رِدِن ، زني بود با لباسهاي كهنه و مندرس ، و نگاهي مغموم . وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد . به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند و شش بچهشان بي غذا ...
|
|
4 |
|
چرا دعای ما مستجاب نمی شود
فرستنده : علی زمانی
سئوال کردند از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله برای چیست که می خوانیم خدا را پس مستجاب نمی کند دعای ما را در حال که خداوند فرموده است ، ادعونی استجب لکم ، ( بخوانید مرا تا مستجاب کنم دعای شما را )
پیامبر فرمودند بدرستیکه ...
|
|
13 |
|
سیره ی امیر المومنین
فرستنده : maryam salehi
گر به سیره امیرالمومنین دقت کنی , می بینی که حضرت , در سنین جوانی با زنان سالخورده سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه ! حتی سلام هم نمی کرد . در حالیکه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران جوان هم ...
|
|
11 |